ارزش‌آفرینی به شیوه کسب‌وکارهای آنلاین

۱۲ مرداد ۱۳۹۹ | ۱۴:۲۰ ۱۲ مرداد ۱۳۹۹ زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۱۳ دقیقه
پلتفرم تجارت الکترونیک دیجی کالا

همه ما روزهايي را تجربه کرده‌ايم که پس از صرف زمان زيادي در جستجوي کالاي مورد نظرمان در پاساژ‌ها و مراکز خريد ناکام مانده‌ايم. روزهايي که خسته و نااميد به خانه برگشتيم و به‌طور اتفاقي، کالا يا سرويس مورد نيازمان را در بستر اينترنت يافته‌ايم. کالايي که اگر از طريق يک کسب‌وکار آنلاين موفق به خريد آن مي‌شديم، همه ناکامي ساعت‌هاي پيشين را مي‌شست و با خود مي‌برد!
در همه لحظات ناکامي و موفقيت در چنين مواردي، مزاياي اينترنت و کسب‌وکارهاي آنلاين را، هرچند مختصر، با خود مرور کرده‌ايم. اما تا به حال چقدر به اهمیت تجارت الکترونیک در تسهیل این فرایند فکر کرده‌ایم؟ رونق تجارت الکترونیک چطور سبک زندگی ما را تغییر می‌دهد؟

پلتفرم و مفهوم آن
پلتفرم که در لغت به معناي سکو است، کاربردهاي متنوعي در تجارت‌ها و صنايع مختلف دارد. در دنياي رو به رشد تکنولوژي، بيشترمان با شنيدن کلمه پلتفرم به ياد کسب‌وکارهاي آنلايني مثل ديجي‌کالا، استادکار، کافه بازار، ديوار و … مي‌افتيم.
اگر از چند متخصص مشغول در حوزه‌هاي مختلف بخواهيد پلتفرم را تعريف کنند، به احتمال زياد با چند تعريف متنوع مواجه مي‌شويد. در اين باره فرزان فلاحت، مدير محصول در مجموعه تپسل، مي‌گويد: «پلتفرم يک سيستم اجتماعي-اقتصادي است. در اين سيستم جريان اطلاعات و نقدينگي وجود دارد. اساسا پلتفرم‌ها از جايي آمده‌اند که انسان‌ها سعي کردند نيازي را رفع کنند. نيازهايي که شايد به تنهايي قادر به رفع آن نبودند. مثلا يک بازار سنتي نمونه یک پلتفرم فیزیکی در معناي کلاسيک آن است. در اين بازار جريان نقدينگي و اطلاعات مشهود است و در آن ارتباطات انساني و اقتصادي داريم.»
البته همان‌طور که گفته شد، براي پلتفرم تعاريف و تعابير متنوعي وجود دارد. مهم اين است که از کدام منظر به آن نگاه مي‌کنيد. با گذر زمان و توسعه فناوري؛ تعبير ما از پلتفرم، در حوزه کسب‌وکار، کمي تغيير کرد. تعبيري که امروزه با سازوکار تجارت الکترونيک سازگارتر است. شاید بهتر باشد علت برتری کسب‌وکارهای الکترونیک نسبت به پلتفرم‌های سنتی را در همین مفهوم جستجو کنیم.

ابعاد مختلف يک پلتفرم مدرن
فلاحت مي‌گويد با اضافه شدن تکنولوژي به پلتفرم‌ها در دنياي امروز، پلتفرم و انسان و تکنولوژي در کنار هم در تلاش براي رفع نيازها برمي‌آيند. بنابراين واضح است که تحليل‌هاي ما در مورد يک پلتفرم بايد سه بعد تکنولوژي، انسان و اقتصاد را بررسي کند.
البته در پلتفرم‌ها و کسب‌وکارهاي سنتي نيز همه ابعاد به جز تکنولوژي حضور دارند؛ اما ورود تکنولوژي و به ‌وجود آمدن تجارت الکترونيک، پيچيدگي تحليل‌ها را بالا برده است. (البته بايد توجه داشت ابعاد ياد شده در چنين سيستم‌هايي در هم تنيده‌اند و جداکردن آن‌ها به طور کامل ممکن نيست.)

ابعاد مرتبط با فناوري


۱- عدم وابستگی به مکان
ارتباطات گسترده و تغییرات سریع، از تغییرات شاخص زندگی امروز ما نسبت به گذشته است. ابعادی که ثمره حضور فناوری‌های نوین است. تکنولوژی، عامل اصلی تغییر در سبک و سیاق کسب وکارها نیز هست.
کيوان محيط‌مافي، مدير ارشد محصول ديجي‌کالا، در اين باره مي‌گويد: «تجارت‌هاي الکترونيک، برخلاف کسب‌وکارهاي سنتي، وابسته به مکان خاصي نيستند. اينجا با پايگاه‌هاي داده و سرور‌هايي مواجهيم که حتي ممکن است تحت تملک کسب‌وکار مدنظر ما نباشند. کسب‌وکار مورد نظر به صورت تکنولوژي روي آن‌ها قرار مي‌گيرد و با ارائه خدمات، به اشکال مختلف، درآمدزايي مي‌کند. چنين کسب‌وکاري به لحاظ فيزيکي شايد املاک و مستغلات خاصي نداشته باشد و فقط مجموعه‌اي از ديتاسنترها و سرورهاست و البته يک وبسايت يا اپليکيشن.»
علي‌محمد فروتن‌نژاد، مدير ارشد توسعه نرم‌افزار ديجي‌کالا، با مقايسه والمارت و آمازون مي‌گويد: «مقايسه اين دو مجموعه به خوبي منظور ما را در مورد وابستگی به مکان انتقال مي‌دهد. والمارت با مجموعه‌اي از فروشگاه‌هاي فيزيکي در چندين کشور، انبار و فروشگاه‌هاي خود را هرکدام دارد. اما آمازون دقيقا در نقطه مقابل قرار گرفته است. کافي است ارزش بازار امروز را بررسي کنيم تا ببينيم آمازون با مجموعه‌اي ۱.۳ تريليون دلاري چقدر از والمارت ۳۲۹ ميليارد دلاري جلوتر است. تحليل سرانگشتي نمودار زير هم همين را نشان مي‌دهد.»
والمارت براي توسعه بايد به صورت حضوري در محلي حاضر شود و امورات مربوط به احداث فروشگاه، انبارها و غیره را پياده‌سازي کند؛ اما آمازون چنين نيست و بستر آنلاين؛ کارها و سرعت توسعه آن را به شدت بیشترکرده است.
محيط‌مافي باور دارد آمازون به‌عنوان يک تجارت الکترونيک و والمارت به‌عنوان يک تجارت سنتي در دو سر طيف بازارهاي مدرن و سنتي قرار دارند و کم‌کم به هم نزديک خواهند شد. همانطور که آمازون در پي ايجاد فروشگاه‌هاي فيزيکي است، والمارت هم فروش آنلاين خود را تقويت خواهد کرد.

۲-مقیاس پذیری
در ادامه فلاحت، مدیر محصول در مجموعه تپسل، به اهميت جنبه مقياس‌پذيري يا همان Scalability يک پلتفرم مدرن اشاره مي‌کند. او مي‌گويد در پلتفرم‌هاي سنتي تعداد محدود فروشگاه منجر به مراجعه تعداد محدود مشتريان مي‌شود. درصورتي که در تجارت الکترونيک محدوديتي از اين حيث وجود ندارد و همين عاملي است براي پيشي گرفتن تجارت‌هاي الکترونيک از کسب‌وکارهاي سنتي.

یک کسب‌وکار سنتی برای دسترسی بیشتر به مشتریان خود ناچار است تعداد فروشگاه‌های خود را با صرف هزینه زیاد افزایش دهد اما در پلتفرم‌های آنلاین، دسترسی به تعداد بیشتری از مشتریان، به کمک تکنولوژی‌ها و فناوری‌ها امکان‌پذیر می‌شود که سریع‌تر و کم‌هزینه‌تر از مدل افزایش فروشگاه فیزیکی است. اين مساله ارزشي را براي يک مجموعه خلق مي‌کند که صاحب کسب‌وکار و مشتري هردو از آن بهره مي‌برند.

۳-تطبیق‌پذیری
تطبیق بسیار سریع با تغییرات فضای کسب‌وکار در پلتفرم‌ها بسیار راحت‌تر و کم‌هزینه‌تر است علاوه بر عدم وابستگي به مکان، ويژگي تغييرپذيري سريع که منجر به تطبيق‌پذيري کسب‌وکارهاي آنلاين مي‌شود، عامل مهمي در رشد و توسعه آن‌ها است.
فروتن‌نژاد می‌گوید: «از آنجا که در حوزه نرم‌افزار هزينه تغييرات بسيار پايين است، تغيير دادن بخش‌هاي مختلف کسب‌وکار هزينه‌ چندانی ندارد. اگر هزينه‌اي هم باشد به مراتب از کسب‌وکارهاي سنتي کم‌تر است. براي مثال ما شايد در ديجي‌کالا روزي ۴۰۰ بار تغييرات کوچک و بزرگ را در امور نرم‌افزار انجام دهيم و حتي نقصي در ارائه خدمات نداشته باشيم. حال در نظر بگيريد چنين تغييراتي را مي توان در توليد يک خودرو اعمال کرد؟ با اين سرعت و اين هزينه؟ اين ويژگي دنياي نرم‌افزار است که منجر به تغييرات سريع و در نهايت تطبيق‌پذيري مي‌شود. ما مي‌توانيم خود را با هر شرايطي وفق دهيم.»
فلاحت با مثال‌‌هايي از کسب‌وکارهاي الکترونيک ايراني بر اهميت اين مساله تاکيد مي‌کند و مي‌گويد: «تغييرپذيري سريع و کم‌هزينه، ابزار کارآمدي در برآورده کردن انتظارات مشتري است. يادم هست در ايام نوجواني که براي تهيه بازي‌هاي رايانه‌اي به بازار پشت شهرداري مي‌رفتيم ممکن بود بازي مورد نظرمان را پيدا نکنيم يا با آمدن کنسول بازي جديد، بازي‌هاي کنسول قبلي ناياب شود. اين نمونه يک بازار سنتي است که نمي‌توانست انتظارات مخاطب را برآورده کند. اما مثلا پلتفرم ديوار را ببينيد. وقتي اين مجموعه متوجه شد مخاطب براي خريد خودروي دست دوم نياز به کارشناس دارد، بخش جديدي را به پلتفرم خود افزود تا با رفع اين نياز مخاطب، براي خودش و مشتري ارزش خلق کند. اين قابليت تغييرپذيري سريع تجارت الکترونيک است.»
فلاحت در ادامه صحبت‌هايش اشاره مي‌کند که تجارت الکترونيک مي‌تواند منجر به تغييرات عميقي در کسب‌وکارهاي سنتي هم شود. او مي‌گويد:«يادم هست زماني که در طاقچه بودم، خيلي از ناشران هنوز از نرم‌افزار زرنگار براي صفحه‌بندي استفاده مي‌کردند. الان اما کار به جايي رسيده که ناشر فايل آماده تبديل به E-pub را در اختيار پلتفرم عرضه کتاب‌هاي الکترونيکي مي‌گذارد. اينجا است که ناشر از طريق يک پلتفرم مدرن به يک توانمندي رسيده و ارزش جديدي براي خود خلق کرده است. اين ارزش به ناشر امکان فعاليت بيشتر و باکيفيت‌تر در حوزه تجارت الکترونيک را داد و ناشر توانست براي مخاطبانش در بستر آنلاين ارزش بيشتري بيافريند.»

ابعاد انساني و اجتماعي


۱-ارتباطات  و خلق ارزش
ابعاد انساني عامل رشد پلتفرم‌هاي مدرن در ژرفاي مزيت‌هاي فناورانه و مزيت‌هاي اقتصادي نهفته‌اند. اما بد نيست جداگانه هم به آن‌ها بپردازيم.
نبايد فراموش کرد که بستر پيشرفت کسب‌وکارهاي آنلاين با فراگير شدن اينترنت و در دسترس بودن آن براي طيف وسيعي از مردم جامعه فراهم شد. فلاحت معتقد است وقتي اينترنت از منظر جامعه ارزشمند شد که در دسترس  همه قرار گرفت و به آن‌ها مطلوبيت اضافه کرد. در مورد پلتفرم‌هاي مدرن هم همينطور است. اين پلتفرم‌ها بايد در دسترس باشند و نيازهاي ما را برطرف کنند. اما خود اين پلتفرم‌ها زماني محبوب شدند که اينترنت از حالت نسبتا گران ADSL خارج شد و با قيمتي ارزان در دسترس همه قرار گرفت. واضح است که اگر اينترنت فراگير نبود هيچ‌کدام از اين کسب‌وکارها به چنين موفقيت‌هايي نمي‌رسيدند. بارها ديده‌ايم يک تکنولوژي به دليل عرضه شدن در زمان نامناسب، يعني در زماني که بستر جامعه براي پذيرش آن آماده نبوده، شکست خورده و حذف شده است.
محيط‌مافي باور دارد يکي از عوامل بسيار مهم موفقيت پلتفرمي مثل ديجي‌کالا در ايجاد شبکه‌اي عظيم بين فروشندگان و خريداران در قالب مارکت پليس است. او مي‌گويد: «با وصل کردن تعداد زيادي فروشنده به خريدار، پلتفرم ما موفق به خلق ارزش مي‌شود. همه منابع ارائه شده و ارتباطات برقرار شده روي بستر ما، بخشي از فرایند خلق ارزش است. خلق ارزشي که در وهله اول به خود پلتفرم ارزش مي‌بخشد. همه اين شبکه ارتباطي ارزشمند، عاملي است براي رجوع بيشتر افراد به يک پلتفرم و اين هم عاملي است براي پيشي گرفتن از کسب‌وکارهاي سنتي.
کافي است برترين کسب‌وکارهاي جهان را نگاه کنيم تا کوکاکولا را به عنوان يک کسب‌وکار سنتي در کنار مجموعه‌اي از کسب‌وکارهاي آنلاين مثل فيسبوک، گوگل، مايکروسافت و غيره ببينيم. کسب‌وکارهاي آنلاين با ايجاد ارتباط بين مخاطبان منجر به ارزش آفريني مي‌شوند و ادامه اين روند منجر به افزايش ارزش کسب‌وکار مذکور خواهد شد.»
مورد ارزش آفريني با تطبيق‌پذيري و برآوردن نيازهاي مشتري از بعد تکنولوژي را بررسي کرديم، اما با بررسي يک مثال معروف از تطبيق با انتظارات مشتري، مي‌توانيم ابعاد اجتماعي آن را عميق‌تر ببينيم. فلاحت در اين راستا از نتفليکس مي‌گويد:«نتفليکس در آغاز راه براي تطبيق با نيازهاي مشتريان به اجاره VHS و DVD مي‌پرداخت. اين کار او براي مشتريان ارزش ايجاد کرد و مشتري از طريق نتفليکس به مطلوب خود رسيد. بعد بدون حذف بخش اجاره DVD، پلتفرم مدرن خود را به‌وجود آورد که البته مخاطبش از تلوزیون‌های کابلی، يعني نوع سنتي اين ماجرا بيشتر است.»

۲-ارزش آفرینی
اگر کمی عمیق‌تر به کسب‌وکارهایی مثل دیجی‌کالا یا تپسی و سایر پلتفرم‌های مدرن نگاه کنیم، می‌بینیم که با برقراری یک شبکه ارتباطی بین فروشنده‌ها و مشتریان، ارزشی را در ذهن مخاطبانش آفریده که از یک کسب‌وکار سنتی برنمی‌آید.
فلاحت می‌گوید: «وقتی یک شخص می‌بیند که با کار کردن به عنوان راننده در تپسی می‌تواند کسب درآمد کند و به نحوی توانمند شود، ارزش تپسی در ذهن او بالا می‌رود. همین مثال برای دیجی‌کالا هم صادق است. به نظر من از نقاط عطف موفقیت دیجی‌کالا، روی آوردن به مارکت‌پلیس است که در آن اشخاص می‌توانند به عنوان فروشنده هم فعالیت کنند. این امکان منجر می شود افراد با ارزش‌آفرینی در پلتفرم دیجی‌کالا، مجموعه کسب‌وکار را ارزشمند ببینند و باز آفرینی این ارزش‌ها منجر به ارزشمند شدن دیجی‌کالا در جامعه می‌شود.»
در این فرایند، خلق ارزش با توانمندسازی مخاطب صورت می‌گیرد که تجربه کسب‌وکارهای آنلاین موفق ایرانی هم آن را تایید می‌کند.

 

۳-شبکه‌هاي اجتماعي
یکی دیگر از برتری‌های قابل توجه کسب‌وکارهای الکترونیک نسبت به انواع سنتی کسب‌وکارها، تعامل مستقیم و غیرمستقیم خریداران و فروشنده‌ها در بستر اینترنت است. تعاملی که آثار مثبت آن از عوامل رشد چشم‌گیر تجارت الکترونیک است. مثلا درخرید از یک پلتفرم سنتی مجبوریم در محل حاضر شویم، گشتی در فروشگاه‌ها بزنیم، از فروشنده‌ها پرس‌وجو کنیم و با بررسی جمیع جوانب خرید کنیم. اما خرید از پلتفرم‌های شکل‌گرفته در بستر فناوری چنین نیست. مثلا در حین خرید از دیجی‌کالا به نظرات تعداد زیادی از خریداران دسترسی داریم و بررسی نظرات کسانی که قبلا از کالا یا سرویس مدنظر ما استفاده کرده‌اند، دید ما را نسبت به جوانب خرید چنین کالایی باز می‌کند. این هم از ارزش‌هایی است که دیجی‌کالا آفریده و در راستای رفع نیازهای مشتری است. ارزشی که روزبه‌روز منجر به افزایش ارزش پلتفرم دیجی‌کالا می‌شود.
البته نباید نقش شبکه‌های اجتماعی را در این زمینه نادیده گرفت. دسترسی به نظرات بسیاری از کاربران پلتفرم‌های مختلف، امکان تصمیم‌گیری با بررسی بیشتر را در زمان کم‌تری نسبت به کسب‌وکارهای سنتی فراهم می‌کند.

۴-تغيير پارادايم
به عقیده بسیاری از کارشناسان، موفق‌ترین کسب‌وکارهای مدرن آن‌هایی هستند که می توانند تغییر پارادایم ایجاد کنند. یک مثال شاخص تغییر پارادایم تبدیل اندروید به پلتفرم رایج مورد استفاده در بین تعداد زیادی از کاربران ادوات تکنولوژی است. فلاحت اشاره می‌کند، گوگل از مدت‌ها پیش تمایل داشته تا گوشی‌های هوشمند به پارادایم موبایل در دنیا تبدیل شوند که چنین هم شد. او می‌گوید: «شرکتی مثل نوکیا با تغییر پارادایم همراه نشد و این عدم همراهی، منجر به شکست او شد.»
اما شاید در میان کسب‌وکارهای ایرانی هم این تغییر پارادایم‌ها کم نباشد. کافی است نگاهی گذرا به تپسی، کافه‌بازار، استادکار و دیجی‌کالا و نمونه‌های دیگر بیندازیم. مثلا دیجی‌کالا موفق شد پارادایم‌هایی را در جامعه تغییر دهد که سال‌ها پیش فکرش را هم نمی‌کردیم. از جمله مهم‌ترین این تغییرات می‌توان به تحویل به موقع کالا در سراسر کشور، خدمات پس از فروش، بسته بندی با کیفیت و امکان مرجوع کردن کالا تحت ضوابط مشخصی اشاره کرد. فلاحت می‌گوید: «سال‌ها پیش در بسیاری از فروشگاه‌ها نوشته‌ای به چشم‌مان می‌خورد که کالای فروخته شده پس گرفته نمی‌شود؛ اما دیجی کالا با تغییر پارادایم، به طریقی کل جامعه را تحت تاثیر قرارداد. به نظر من یک پلتفرم موفق باید منجر به تغییر پارادایم شود.»
واضح است که تغییر پارادایم یک روزه و به آسانی رخ نمی‌دهد. چنین تغییراتی نیازمند تلاش، ثبات و هوشمندی مغزهای متفکر کسب‌وکارهای موفق است.


ابعاد اقتصادي
همانطور که گفتیم یکی از جنبه‌های مهم بررسی تجارت الکترونیک و کسب‌وکارهای آنلاین، بعد اقتصادی است. قطعا بررسی همه جانبه اقتصاد یک پلتفرم مدرن نیازمند ساعت‌ها بحث و مطالعه است. در ادامه با ذکر چند مثال از کسب‌وکارهای ایرانی، سعی می‌کنیم نگاهی گذرا به اهمیت اقتصاد در ارزشمند شدن کسب‌وکارها بیندازیم.
فرزان فلاحت که مدتی مدیرمحصول استادکار بوده، می‌گوید: «قبلا اگر تعمیرکاری می‌خواست درآمد کسب کند، باید مغازه اجاره می‌کرد و با حضور در محل کارش در ساعت‌های خاص و انجام خدمات روزگار می‌گذراند؛ اما نیاز به دفترکار و حضور در دفترکار، در پلتفرمی مثل استادکار حذف شده است. متخصص فنی، در این پلتفرم ثبت‌نام می‌کند و بدون نیاز به اجاره مغازه قادر به ارائه سرویس خواهد بود. اینجا نقش یک پلتفرم مدرن را در کاهش هزینه‌ها به وضوح می‌بینیم.»
شاید مثال فلاحت را بتوان در پلتفرم عظیمی مثل دولت الکترونیک هم جستجو کرد. پلتفرمی که به طرق مختلف می‌تواند منجر به کاهش هزینه‌ها شود. یک مثال معروف از کاهش هزینه‌ها در دولت الکترونیک تبدیل پروسه ثبت‌نام و انتخاب رشته کنکور از حالت کاغذی به الکترونیک است. پروسه‌ای که منجر به کاهش چشم‌گیر مصرف کاغذ می‌‌شود.
اگر کمی عمیق‌تر به نظام کسب‌وکارهای آنلاین موجود در ایران نگاه کنیم متوجه می‌شویم اغلب این کسب‌وکارها با بازار خرده‌فروشی طرف هستند. بازاری که یک دلیل بسیار مهم رشد و ارتقا این کسب‌وکارها است. کیوان محیط‌مافی در مقایسه پلتفرم‌های الکترونیک با صنایع سنتی قدرتمندی مثل نفت می‌گوید: «صنایع قدرتمندی مثل صنایع پتروشیمی و خودروسازی، اغلب با دولت‌ها طرف هستند. حجم جابه‌جایی سرمایه در آن‌ها بسیار زیاد است و این خودش نوعی محدودیت به حساب می‌آید. اینکه می‌بینیم جایی مثل دیجی‌کالا رشد سریعی دارد، یک علتش طرف بودن با بازار خرده‌فروشی و مبالغ نسبتا کم پول است، یعنی چنین استارتاپ‌هایی با مصرف‌کننده نهایی طرف هستند. مصرف‌کننده‌هایی که در پی رفع نیازهای روزمره خود هستند، همواره به این پلتفرم‌ها رجوع می‌کنند و اگرچه حجم پول جابه‌جا شده از سوی هر مشتری کم است؛ تعامل با تعداد زیادی از مشتریان می‌تواند به لحاظ اقتصادی هم به ‌صرفه باشد. این یک عامل رشد جدایی‌ناپذیر از چنین کسب‌وکارهایی است.»
اقتصاد یک پلتفرم مدرن بسیار پیجیده است و از هر زاویه‌ای که به آن نگاه کنیم حرف برای گفتن دارد. یکی از مهم‌ترین عوامل پیشرفت تجارت الکترونیک که در پلتفرم‌های موفق به وضوح قابل مشاهده است، تغییر ارزش کل بازار است!
فلاحت توضیح می‌دهد که ظهور پلتفرم‌های تبلیغاتی مثل تپسل و یکتانت و غیره منجر شد تا بازار تبلیغات به شکل مدرن و امروزی درآید. چنین پلتفرم‌هایی نگاه سنتی و نه چندان کارآمد به تبلیغات را تغییر دادند و ارزش کل بازار تبلیغات را بالا بردند. در مورد دیجی‌کالا هم همین است، دیجی‌کالا موفق شد مارکت تحویل کالا، لجستیک و انبارداری را تحت تاثیر قرار دهد و ارزش آن را بالا ببرد.
واضح است که وقتی یک کسب‌وکار آنلاین به بازار ارزش می‌بخشد راه را برای خودش و همتایانش باز می‌کند تا مسیر توسعه را سریع‌تر و آسان‌تر طی کنند.
نگاهی عمیق‌تر به ابعاد مختلف تجارت الکترونیک، عوامل رشد و توسعه سریع آن را آشکار می‌کند. اگر همه عوامل را مثل قطعات یک پازل کنار هم بچینیم، تصویر نهایی، امید به رشد قابل توجه این پلتفرم‌ها است که آینده درخشانی را برایشان فراهم می‌کند.

دیدگاه شما