بهترین فیلم‌های جرج لوکاس؛ از «جنگ ستارگان» تا «دیوارنویسی آمریکایی»

زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۱۰ دقیقه
فیلم‌های جرج لوکاس

کمتر فیلمسازی را در تاریخ سینما پیدا می‌کنید که مثل جرج لوکاس، توانسته باشد یک‌تنه بخش عمده‌ای از دنیای سرگرمی را تحت‌تاثیر قرار دهد. این کارگردان خالق تعدادی از بزرگترین پدیده‌های فرهنگ عامه تمام دوران بوده است؛ از «جنگ ستارگان» تا «ایندیانا جونز». تأثیر او خارج از پرده‌ی سینما نیز احساس می‌شود؛ تاسیس شرکت‌هایی مثل لوکاس‌فیلم، لوکاس‌آرتز، اینداستریال لایت اند مجیک (که بزرگترین استودیوی تولید سی‌جی‌آی است) و تی‌اچ‌ایکس (از بزرگترین استودیوهای حوزه‌ی صدا) کمک کرده‌اند تا شاهد خلق فناوری‌های جدید سینمایی باشیم. اما بهترین فیلم‌های جرج لوکاس کدامند؟

جرج لوکاس یکی از برجسته‌ترین چهره‌های هالیوود به حساب می‌آید، بنابراین تجلیل از او کار آسانی است. اما آنچه ممکن است شما را غافلگیر کند این است که علی‌رغم جایگاه والایش، تنها کارگردانی شش فیلم بلند سینمایی در کارنامه‌ی او به چشم می‌خورد! در این مقاله، بهترین فیلم‌های جرج لوکاس را مرور خواهیم کردم، این رتبه‌بندی بر اساس میزان تاثیرگذاری هر فیلم، اهمیت فرهنگی و کیفیت فنی آن‌ها انجام شده است.

بهترین فیلم‌های جرج لوکاس که باید ببینید

6. جنگ ستارگان: قسمت دوم – حمله کلون‌ها (Star Wars: Episode II—Attack of the Clones)

جنگ ستارگان: قسمت دوم – حمله کلون‌ها (Star Wars: Episode II—Attack of the Clones)

  • سال اکران: 2002
  • بازیگران: ایوان مک‌گرگور، ناتالی پورتمن، هایدن کریستنسن، ایان مک‌دیارمید، ساموئل ال. جکسون، کریستوفر لی
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.6 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 62 از 100

ساخت دنباله‌ها کار سختی است، حتی در دنیای «جنگ ستارگان». با اینکه لوکاس «جنگ ستارگان: قسمت پنجم – امپراتوری ضربه می‌زند» را کارگردانی نکرد، اما این اثر همچنان یکی از بهترین دنباله‌های تاریخ سینما به شمار می‌رود. متاسفانه این جادوی خاص در سه‌گانه‌ی پیش‌درآمد تکرار نشد. در دومین فیلم از حماسه‌ی اسکای‌واکر، نجات سناتور پدمه آمیدالا (ناتالی پورتمن) از یک سوءقصد، باعث می‌شود تا شوالیه جدای، اوبی ‌وان کنوبی (ایوان مک‌گرگور) و شاگردش، آناکین اسکای‌واکر (هایدن کریستنسن) مأمور محافظت از او شوند. در حالی که اوبی ‌وان در جستجوی جایزه‌بگیری است که پشت این توطئه قرار دارد، یک ارتش مخفی از کلون‌ها را کشف می‌کند که در حال آماده‌سازی هستند؛ در همین حین، آناکین و پدمه هم عاشق یکدیگر می‌شوند.

«حمله کلون‌ها» سعی می‌کنند دلایل چرخش تاریک آناکین را توضیح دهد، اما فیلم در مجموع فاقد آن جرقه‌ای است که تقریبا در تمامی قسمت‌های قبل و بعد از آن در مجموعه «جنگ ستارگان» به چشم می‌خورد. اتکای بیش از حد به پرده‌ی سبز به کلیت پروژه آسیب رساند. از سوی دیگر، باید به شیمی نامناسب میان کریستنسن و پورتمن اشاره کرد؛ برای زوجی که قرار بود بر ادامه‌ی داستان «جنگ ستارگان» تاثیر بگذارند، تماشای رابطه‌ی نچسب آن‌ها دشوار بود و فاقد آن گرمای عاشقانه‌ای است که انتظار داشتیم.

علاوه بر این، فیلمنامه درگیر مانورهای سنگین سیاسی و تحقیقات پیرامون کلون‌ها می‌شود، تا حدی که آرک شخصیتی کاراکترها به حاشیه رانده می‌شود. با توجه به اینکه لوکاس به‌تنهایی نگارش فیلمنامه را بر عهده داشت، فقدان همکاری خلاقانه در این بخش به‌شدت به فیلم ضربه زد. لوکاس اولویت خود را روی استفاده از دوربین‌های دیجیتال پیشگامانه و خلق جهان‌های مبتنی بر جلوه‌های ویژه قرار داد و ملموس بودن جهان فیلم را فدا کرد؛ مسئله‌ای که باعث ارتباط نگرفتن مخاطب با اثر شد. در مجموع، «حمله کلون‌ها» را باید نقطه‌ی تاریک کارنامه‌ی او بدانیم.

10 نقطه قوت سه‌گانه‌ی پیش‌درآمد «جنگ ستارگان»

5. جنگ ستارگان: قسمت اول – تهدید شبح (Star Wars: Episode I—The Phantom Menace)

فیلم‌های جرج لوکاس ؛ جنگ ستارگان: قسمت اول – تهدید شبح (Star Wars: Episode I—The Phantom Menace)

  • سال اکران: 1999
  • بازیگران: لیام نیسون، ایوان مک‌گرگور،، ناتالی پورتمن، جیک لوید، احمد بست، ایان مک‌دیارمید، آنتونی دنیلز، کنی بیکر
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.5 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 54 از 100

برای سال‌ها، طرفداران «جنگ ستارگان» رویای تماشای قسمت جدیدی از این فرنچایز محبوب در سالن‌های سینما را در سر می‌پروراندند. به نظر می‌رسید این یک رویای دست‌نیافتنی باشد، تا اینکه لوکاس با سه‌گانه‌ی پیش‌درآمد بازگشت. در «جنگ ستارگان: قسمت اول – تهدید شبح»، شوالیه‌های جدای یعنی کوای-گان جین (لیام نیسون) و اوبی ‌وان کنوبی در تلاش هستند تا از ملکه پدمه آمیدالا در برابر یک محاصره‌ی تجاری محافظت کنند. در طول مسیر، آن‌ها مجبور به فرود در سیاره‌ی بیابانی تاتوئین می‌شوند؛ جایی که با پسربچه‌ای به نام آناکین اسکای‌واکر (جیک لوید) ملاقات می‌کنند. آن‌ها درمی‌یابند که او ارتباط قدرتمندی با «نیرو» -فورس- دارد و کوای-گان بر این باور است که او همان «فرد برگزیده» است. در همین حال، یک تهدید پنهان از سوی سیت‌ها سیاست‌های کهکشانی را دستخوش تغییر می‌کند و قهرمانان داستان در برابر یک جنگجوی مرگبار به نام دارث ماول (ری پارک) قرار می‌گیرند.

«تهدید شبح» با هدف آغاز مجدد حماسه‌ی اسکای‌واکر، امیدوار بود تا 22 سال بعد، جادوی فیلم اصلی را تکرار کند؛ اما متاسفانه به دلایل کاملا اشتباهی در یادها مانده است. اسطوره‌شناسی و جهان‌سازی فیلم مستحکم است؛ چهره‌های کلیدی قدیمی مانند اوبی ‌وان، استاد یودا (فرانک اوز)، سی‌تری‌پی‌او (آنتونی دنیلز)، آر‌تو‌دی‌تو (کنی بیکر) و پالپاتین (ایان مک‌دیارمید) اینجا هم حضور دارند.

با این حال، تمرکز فیلم تا حد زیادی روی شخصیت‌های جدیدی مثل ملکه آمیدالا، کوای‌-گان، میس ویندو (ساموئل ال. جکسون) و جار جار بینکس (احمد بست) قرار دارد. امروزه با نگاهی به گذشته ممکن است با شخصیت جار جار بینکس کنار بیاییم، اما در آن زمان، او یکی از دلایل اصلی نقدهای منفی فیلم بود (علی‌رغم فروش خوب در گیشه). علاوه بر این، از آنجایی که تمرکز اصلی لوکاس روی اکشن و ابعاد بصری بود، نقش‌آفرینی‌ها خشک و یکنواخت به نظر می‌رسند. با توجه به سطح انتظارات و مقایسه فیلم با نسخه‌های اصلی، «تهدید شبح» نتوانست آن‌طور که باید با مخاطبان ارتباط برقرار کند.

4. تی‌اچ‌ایکس 1138 (THX 1138)

تی‌اچ‌ایکس 1138 (THX 1138)

  • سال اکران: 1971
  • بازیگران: رابرت دووال، دونالد پلیسنس، ایان ولف، مگی مک‌آمی، دان پدرو، مارشال افران، سید هیگ، جان پیرس
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.7 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 86 از 100

«تی‌اچ‌اکس 1138» اولین اثر جرج لوکاس است که آن را با همکاری والتر مرچ نوشت و براساس یکی از فیلم‌های کوتاه دانشگاهی‌اش ساخت و یکی از دلایلی بود که او در نهایت توانست «جنگ ستارگان» را خلق کند. فیلم، آینده‌ای را به تصویر می‌کشد که در آن زادآوری ممنوع است و آدم‌ها به‌واسطه‌ی داروهایی خاص، شستشوی مغزی می‌شوند تا توانایی انجام کارهای خطرناک یا قیام علیه نظام حاکم را نداشته باشند؛ نیروهای پلیس هم معمولا رفتار خشونت‌آمیزی با مردم دارند. زمانی که تی‌اچ‌ایکس 1138 (رابرت دووال) مصرف داروهایش را متوقف می‌کند، عاشق هم‌اتاقی‌اش اِل‌یو‌اچ 3417 (مگی مک‌اومی) می‌شود و تلاش می‌کند تا از نظارت دائمی این جامعه‌ی تمامیت‌خواه فرار کند.

فیلم نگاه ناامید و سیاهی نسبت به آینده دارد و در رابطه با نفوذ و سلطنت نظام‌های تمامیت‌خواه هشدار می‌دهد. لوکاس با اینکه هنوز در ابتدای مسیر کارنامه‌ی هنری‌اش قرار داشت اما توانسته ایده‌هایش را به شکلی درست پیاده‌سازی کند. فیلم از نظر طراحی صحنه، مینیمال است و این مسئله به فضاسازی منحصربه‌فرد آن کمک شایانی کرده است. فیلم در دهه‌های بعدی، به منبع الهام ده‌ها اثر سینمایی دیگر تبدیل شد و گوشه‌هایی از ذهن خلاق جرج لوکاس را به جهان نشان داد.

فیلم‌های بعدی لوکاس همگی شمایل و حال‌وهوای بلاک‌باسترهای بزرگ را دارند اما اینجا، لوکاس از استعداد خام خود برای خلق یک دنیای خفقان‌آور و پادآرمان‌شهری -در ابعاد کوچک- استفاده می‌کند. کار هوشمندانه‌ای که لوکاس در این اثر انجام می‌دهد، استفاده از قاب‌بندی‌های مستندگونه است تا به تصاویر خام و صیقل‌نخورده اجازه دهد در لوکیشن‌های واقعی خودنمایی کنند. اگر از طرفداران نسخه‌های کلاسیک «جنگ ستارگان» هستید، از این ساخته‌ی نامتعارف او حیرت‌زده خواهید شد. ناگفته نماند که تهیه‌کنندگی این فیلم را فرانسیس فورد کاپولا (کارگردان «پدرخوانده») برعهده داشته است.

3. جنگ ستارگان: قسمت سوم – انتقام سیت (Star Wars: Episode III—Revenge of the Sith)

فیلم‌های جرج لوکاس ؛ جنگ ستارگان: قسمت سوم – انتقام سیت (Star Wars: Episode III—Revenge of the Sith)

  • سال اکران: 2005
  • بازیگران: ایوان مک‌گرگور، ناتالی پورتمن، هایدن کریستنسن، ایان مک‌دیارمید، ساموئل ال. جکسون، کریستوفر لی
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.7 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 79 از 100

«جنگ ستارگان: قسمت سوم – انتقام سیت» روزهای پایانی جنگ‌های کلون را روایت می‌کند. در حالی که آناکین اسکای‌واکر پیش‌گویی‌های وحشتناکی از مرگ همسر پنهانی‌اش، پدمه آمیدالا، در هنگام زایمان می‌بیند، از طریق دستکاری‌های پالپاتین (که حالا مشخص شده همان دارث سیدیوس است) بیش از پیش به سمت «نیمه تاریک» سقوط می‌کند. آناکین که در ترس و بی‌اعتمادی نسبت به شورای جدای غرق شده است، وفاداری خود را به سیت‌ها اعلام می‌کند و با آغاز حمله‌ای به جدای‌ها، تقریبا همه‌ی آن‌ها را از بین می‌برد. در خلال یک رویارویی نهایی میان مرشد و شاگرد، پیش‌گویی به حقیقت می‌پیوندد و آناکین به‌طور کامل به دارث ویدر تبدیل می‌شود.

با اینکه دو فیلم قبلی لحن سبک‌تری داشتند، اما فضای بصری تاریک‌تر برای این فصل پایانی کاملا حیاتی بود. برخلاف قسمت سوم در سه‌گانه‌ی اصلی، «انتقام سیت» با پایانی تلخ و سیاه، جایگاه خود را در مقام بهترین نسخه‌ی سه‌گانه‌ی پیش‌درآمد تثبیت می‌کند. هم‌زمان با فروپاشی روانی آناکین، کریستنسن هم بالاخره جای پای خود را در نقش پیدا می‌کند و ایان مک‌دیارمید نیز در چرخش مورمورکننده‌اش در نقش پالپاتین، در بهترین حالت خود قرار دارد.

نبردهای فضایی باشکوه هستند و با موسیقی حماسی جان ویلیامز همراه شده‌اند تا درام قصه را به بهترین نقطه برسانند. مبارزه‌ی نهایی آناکین و اوبی ‌وان شاید به اندازه‌ی نبرد دارث ویدر (جیمز ارل جونز) و لوک اسکای‌واکر (مارک همیل) در «امپراتوری ضربه می‌زند» نمادین نباشد، اما همچنان یکی از نفس‌گیرترین و احساسی‌ترین دوئل‌های تاریخ سینما به شمار می‌رود. لوکاس اینجا یک داستان احساسی را با امضاهای بصری‌اش به بهترین شکل تلفیق کرد و یک تراژدی بزرگ را به طرفداران هدیه داد. «انتقام سیت» یک اپرای فضایی سیاه است که در اوج به پایان می‌رسد.

«جنگ ستارگان» در مسیر سقوط؛ چه بر سر این مجموعه آمد؟

2. دیوارنویسی آمریکایی (American Graffiti)

دیوارنویسی آمریکایی (American Graffiti)

  • سال اکران: 1973
  • بازیگران: هریسون فورد، کندی کلارک، ران هاوارد، ریچارد درایفس، سیندی ویلیامز، مکنزی فیلیپس، چارلز مارتین اسمیت
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.4 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 96 از 100

«دیوارنویسی آمریکایی» فیلم مهمی است؛ یک نمونه‌ی خوب از سینمای مستقل دهه‌ی 70 میلادی و بازتابی از فرهنگ نوجوانانه‌ی دهه‌ی 60 میلادی. فیلم همچنین ما را به دورانی می‌برد که جرج لوکاس و هریسون فورد هنوز به شهرت نرسیده و در ابتدای مسیر بودند. پیش از آنکه «جنگ ستارگان» زندگی حرفه‌ای و شخصی آن‌ها را برای همیشه دستخوش تغییر کند، لوکاس نشان داد که می‌تواند شخصیت‌های واقع‌گرایانه و یک فیلم نوجوانانه‌ی درجه‌یک بسازد. فورد آن روزها بازیگر گمنامی بود و حتی خودش هم انتظار نداشت که روزی به ستاره‌ی سینما تبدیل شود؛ بازی کمدی و عجیب‌وغریب او در این فیلم‌ با همه‌ی نقش‌آفرینی‌هایی که تاکنون از او دیده‌اید، تفاوت دارد.

قصه‌ درباره‌ی چند دوست نوجوان است که پیش از رفتن به دانشگاه، تصمیم می‌گیرند یک شب دیگر را در کنار یکدیگر سپری کنند. آن‌ها آخرین شب خود را در خیابان‌ها به ماشین‌سواری و گوش دادن به موسیقی راک از رادیو می‌گذرانند؛ در حالی که باید پیش از طلوع آفتاب با انتخاب‌های سرنوشت‌ساز زندگی‌شان در مورد دانشگاه و دوران بزرگسالی روبه‌رو شوند.

«دیوارنویسی آمریکایی» از طریق مضامینی همچون فشارهای آینده و ماهیت زودگذر دوران نوجوانی، پایان دوران معصومیت آمریکا را درست پیش از تغییرات اجتماعی عصر جنگ ویتنام به تصویر می‌کشد. با فشرده کردن کل داستان در یک شبانه‌روز، این گروه چهارنفره مجبور می‌شوند با واقعیت‌های زندگی، مثل مسئولیت‌پذیری، هویت و تردید نسبت به خود دست‌وپنجه نرم کنند. «دیوارنویسی آمریکایی» شاید مثل آثار بعدی لوکاس، ماهیتی حماسی و عظیم نداشته باشد، اما به شدت قابل درک است.

1. جنگ ستارگان: قسمت چهارم – امیدی تازه (Star Wars: Episode IV—A New Hope)

فیلم‌های جرج لوکاس ؛ جنگ ستارگان: قسمت چهارم – امیدی تازه (Star Wars: Episode IV—A New Hope)

  • سال اکران: 1977
  • بازیگران: مارک همیل، هریسون فورد، کری فیشر، پیتر کوشینگ، الک گینس، آنتونی دنیلز، دیوید پراوز، کنی بیکر
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 8.6 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 93 از 100

سینما و فرهنگ عامه در سال 1977 برای همیشه تغییر کرد و این تحولات بزرگ تنها به واسطه‌ی یک فیلم رقم خورد: «جنگ ستارگان».

اولین قسمت از سه‌گانه‌ی اسکای‌واکر که اکنون با نام «جنگ ستارگان: قسمت چهارم – امیدی تازه» شناخته می‌شود، یک اپرای فضایی-حماسی بی‌همتا است که داستان لوک اسکای‌واکر جوان را روایت می‌کند. او با خرید دو دروید (ربات) که حامل نقشه‌های مخفی سلاح جدید امپراتوری، یعنی «ستاره‌ی مرگ» هستند، ناخواسته درگیر یک جنگ داخلی کهکشانی می‌شود. لوک در ادامه با یک استاد جدای به نام اوبی ‌وان کنوبی (الک گینس)، یک قاچاقچی به نام هان سولو (هریسون فورد) و یک ووکی به نام چوباکا (پیتر میهیو) هم‌پیمان می‌شود تا پرنسس لیا (کری فیشر)، رهبر شورشیان را نجات دهند و ستاره‌ی مرگ را نابود کنند.

«جنگ ستارگان» یک کلاس درس برای ساخت آثار علمی-تخیلی است. این فیلم با ایده‌های خلاقانه و جلوه‌های ویژه پیشگامانه‌اش، سینمای مدرن را دگرگون کرد. «جنگ ستارگان» قبل از آنکه به یک فرنچایز بزرگ و شکست‌ناپذیر تبدیل شود، در جایگاه یک فیلم مستقل، سینما را در بهترین حالت خود به نمایش می‌گذارد.

لوکاس اینجا شما را مستقیما به قلب یک جهان خارق‌العاده و درست در میانه‌ی اکشن پرتاب می‌کند و از توضیحات اضافه پرهیز کرده و هرگز به حاشیه نمی‌رود. فارغ از این، ژانر علمی-تخیلی می‌تواند با اصطلاحات و اسطوره‌شناسی خاص خود گیج‌کننده باشد، اما لوکاس با خلق جهانی ملموس و شخصیت‌های نمادینی که برای همیشه بر سینما تأثیر گذاشتند، آن را برای همه قابل‌فهم کرد. از «امیدی تازه» چه می‌توان گفت؟ دارث ویدر بهترین شرور علمی-تخیلی تاریخ است و شوالیه‌های جدای از بهترین قهرمانان سینما هستند. موسیقی جان ویلیامز هم مهر تایید نهایی را بر فیلم زده است. هیچ فهرستی از بهترین فیلم‌های علمی-تخیلی بدون «جنگ ستارگان» کامل نیست.

منبع: collider

برچسب‌ها :
دیدگاه شما

پرسش امنیتی *-- بارگیری کد امنیتی --

بازدیدهای اخیر

بر اساس بازدیدهای اخیر شما
تاریخچه بازدیدها مشاهده همه

دسته‌بندی‌های منتخب برای شما

X