نقد فیلم «موانا» (۲۰۲۶)؛ دیزنی و داستان بازسازی‌های تمام‌نشدنی

زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۹ دقیقه
نقد فیلم «موانا» ۲۰۲۶

در دیزنی قحطی فیلم‌های اورجینال آمده است. از بازسازی لایواکشن کنت برانا از «سیندرلا» در ۲۰۱۵ تاکنون این استراتژی به استراتژی غالب دیزنی تبدیل شده. اما خلاف «سیندرلا»، که وقتی کنت برانا سراغش رفت، ۶۵ سالی از عمرش می‌گذشت، جدیدترین قربانی لایواکشن‌سازی در دیزنی، فیلمی است که تنها ده سال از آن می‌گذرد؛ فیلم «موانا» (Moana) که عملاً بچه‌هایی که آن را سال ۲۰۱۶ دیدند،‌ هنوز بچه‌اند و بزرگترها هم همچنان آن را به خوبی به یاد دارند؛ نه فقط به این خاطر که «موانا» یکی از معدود ساخته‌های اورجینال اخیر دیزنی است؛ نه حتی به این خاطر که یکی از بهترین ساخته‌های اخیر دیزنی است؛ بلکه چون دنباله‌اش همین دو سال پیش آمد (دنباله‌ای که البته قرار بود سریال باشد و به دلایل مختلف از دل آن یک فیلم سینمایی بیرون کشیدند). خلاف بازسازی افتضاح «سفیدبرفی»، که قدیمی‌ترین پرنسس دیزنی را برای یک بازیگر لاتین بازنویسی و دورف‌های آن را دیجیتالی کرد، فیلم تازه‌ی «موانا» جرئت دست بردن در هیچ چیزی را هم نداشته است. حتی دوباره دواین جانسن را برای نقش مائویی بازگردانده؛ البته نه فقط در قالب صداپیشه، که در هیبت کامل و با کلاه‌گیسی عجیب و غریب. در نقد فیلم «موانا» (۲۰۲۶) بیشتر به کاستی‌های جدیدترین بازسازی دیزنی می‌پردازم که معلوم نیست کی می‌خواهد از نابود کردن آرشیو خود با این بازسازی‌ها دست بردارد.

هشدار! در نقد فیلم «موانا» خطر لو رفتن داستان وجود دارد

نقد فیلم «موانا»؛ حکایتی که قبلاً شنیده‌اید

کاترین لاگایا

«موانا» (۲۰۲۶) بدترین بازسازی لایواکشن دیزنی نیست؛‌ در واقع، چون یک به یک از انیمیشن اصلی پیروی می‌کند، فیلم معقولی است؛ اما همین موضوع این سؤال را مطرح می‌کند که اگر فیلم نه داستان را تغییر می‌دهد نه رنگ پوست بازیگرانش را، و حتی سکانس‌های ماندگار آن را هم عیناً بازسازی می‌کند، پس عملاً چه نیازی به فیلم جدید هست؟ فیلم «موانا»ی اصلی جان ماسکر و ران کلمنتس تنها 10 سال عمر دارد و تقریباً همه چیز در آن به نحو احسن انجام شده است. دنباله‌ی آن هم که سال ۲۰۲۴ آمد با اینکه فیلم ضعیفی بود، اما بیش از یک میلیارد فروش داشت. پس چرا دیزنی دوباره سراغ بازسازی فیلم اول رفته است؟

جوابش ساده است: پول. دیزنی دیگر نه روی خلاقیت هنرمندان، که روی آمار و ارقام کار می‌کند و آمار یعنی مخاطب و مخاطب یعنی پول. اگر نگاهی به نظرات مخاطبان به بازسازی‌های لایواکشن دیزنی بیندازید، یک چیز مشخص است: مخاطبان بیشتر از هر چیز به نوستالژی کشیده می‌شوند و در حوزه‌ی بازسازی، یعنی هرچه این فیلم‌ها به نسخه‌ی اصلی خود وفادارتر باشند، بهتر.

هر بار که بازسازی از نسخه‌ی اصلی دور شده، صدای مخاطبان درآمده است. از بازسازی «سفیدبرفی» گفتم که واکنش‌های منفی (گاه به حق ولی اغلب نژادپرستانه) به آن، شبکه‌های اجتماعی را درنوردید؛ بازسازی «پری دریایی کوچولو» هم با نقش اصلی سیاهپوست خود، دوباره با چنین واکنشی مواجه شد. فیلم اخیر «لیلو و استیچ» (Lilo & Stitch) نیز نکات داستانی را تغییر داد که کل هویت کاراکترها و پیام داستان اصلی را زیر سؤال برد. با این حال، نتیجه‌ای که دیزنی از افتضاحات اخیر خود در گیشه گرفته، این نیست که شاید باید از بازسازی فیلم‌های قدیمی‌اش دست بکشد؛ بلکه باید آن‌ها را عیناً شبیه انیمیشن اصلی بازسازی کند؛ البته این بار با بازیگران واقعی، جلوی پرده‌ی سبز و بدون نقاشی و انیمیشن رنگارنگی که آن جلوه و جادوی مسحورکننده را به فیلم‌های دیزنی می‌دادند.

نقد فیلم «موانا» ۲۰۲۶

«موانا» (۲۰۱۶)، به کارگردانی جان ماسکر و ران کلمنتس – از کهنه‌کارهای قدیمی دیزنی که به انیمیشن‌های «علاءالدین» و «هرکول» شناخته می‌شوند – و با سبک نقاشی و کاراکترهای متفاوتش که از فرهنگ و اساطیر پولینزی الهام می‌گیرد، یک انیمیشن فوق‌العاده است که در ترکیب با آهنگ‌های فراموش‌نشدنی لین مانوئل میراندا، داستانی تأثیرگذار از دختری جوان به نام موانا روایت می‌کند که هنجارهای جامعه‌ی خود را می‌شکند و به سمت ناشناخته‌ها می‌رود. جامعه‌ی موانا در جزیره‌ی باستانی موتونی در پلینزی، در انزوا زندگی می‌کنند، هیچوقت از صخره‌های مرجانی آن‌طرف‌تر نمی‌روند و خیلی هم از زندگی‌اشان راضی‌اند. موانا، که دختر رئیس قبیله، تویی، است، این سرنوشت را نمی‌پذیرد. او نمی‌خواهد مثل مردمش در جزیره بماند و مشعل هدایت آن‌ها را از پدرش به ارث ببرد.

مثل اکثر قهرمانان دیزنی، او رویای آزادی و ماجراجویی در سر می‌پروراند؛ موانا برای رهبری تربیت شده اما می‌خواهد هنر فراموش‌شده‌ی مردمش، یعنی راه‌یابی، را احیاء کند و به همین سمت هم می‌رود. وقتی یک آفت وحشتناک محصولات و آب‌های ماهیگیری موتونویی را نابود می‌کند، موانا می‌کوشد مردمش را نجات دهد. این آفت حاصل نفرینی است که با دزدیدن سنگی جادویی که نماد قلب الهه‌ی باستانی طبیعت، ته‌فیتی، بوده بر سر مردم آمده. این سنگ اما هزار سال پیش توسط نیمه‌خدایی به نام مائویی دزدیده شده و موانا حالا باید راهی برای یافتن مائویی و راضی کردن او پیدا کند تا سنگ را به کسی که تعلق دارد برگردانند.

چرا هالیوود باید از بازسازی لایو اکشن انیمیشن‌ها دست بردارد؟

بازسازی ۲۰۲۶ نیز تقریباً همین است؛ بدون آنکه تغییرات چشمگیری در فیلمنامه‌اش ایجاد شده باشد. یک بار دیگر، مادربزرگ موانا (رنا اوون) داستان الهه‌ی زندگی و طبیعت ته‌فیتی، و نیمه‌خدای حیله‌گر، مائویی، (دواین جانسون) را می‌گوید و توماس کیل، که «موانا» اولین تجربه‌ی کارگردانی او در سینما به حساب می‌آید، با تقلید از نسخه‌ی اصلی، پرده‌ی اول فیلم را مو به مو تکرار می‌کند. با این حال، فیلم بی‌انرژی است؛ هم اجراهایش، هم جلوه‌های بصری‌اش.

کاترین لاگایا، نوجوان ۱۹ ساله‌ی استرالیایی که مثل کارگردان خود، با «موانا» اولین بار است که به سینما می‌آید، لبخند به لب می‌کوشد آن حس سرزندگی که آلیئی کراوالیو، صداپیشه‌ی اصلی موانا، به این کاراکتر آورد، تکرار کند. اما لاگایا آنقدر بازیگر خوبی نیست که از نسخه‌ی اصلی فراتر برود. علاوه بر این، «موانا» (۲۰۱۶) بیش از حد در ذهنمان تثبیت شده و روند قابل پیش‌بینی فیلم هم اجازه نمی‌دهد دست از مقایسه بکشیم تا بتوانیم لاگایا را در نسخه‌ی ۲۰۲۶ به عنوان یکی از پرنسس‌های دیزنی بپذیریم. به نظر می‌رسد دیزنی هم لاگایا را نه به‌خاطر توانایی بازیگری‌اش، که بیشتر به خاطر شباهت ظاهری‌اش به موانا و شباهت صدایش به دوبلور اصلی انتخاب کرده. هرچند عجیب است که چطور لاگایا بدون گریم و میک‌آپ موانا، در واقعیت بیشتر به این کاراکتر شبیه است.

دواین جانسن در فیلم «موانا»

در کل گریم و میک‌آپ بهترین دستاورد بازسازی «موانا» نیست؛ به ویژه گریم دواین جانسن که هربار که روی تصویر می‌آید این نکته را یادتان می‌اندازد. با اینکه جانسن یکی از بهترین اجراهای کارنامه‌اش را در صداپیشگی برای «موانا» (۲۰۱۶) ارائه داد، اما شاید بهتر بود به همان نسخه‌ی انیمیشنی کفایت می‌کرد. مائویی با شخصیت خودخواه و پرسر و صدایش بین بینندگان محبوب شد. اما جانسن در فیلم نمی‌تواند ادا و اطوار مائویی را تکرار کند. در عوض،‌ این بازیگر که به هیکل درشتش معروف است، با گذاشتن یک کلاه‌گیس مضحک و پوشیدن لباس عضلانی که خالکوبی‌های مائویی را رویش دارد، به سختی تکان می‌خورد و شخصیتی را به فیلم می‌آورد که بیشتر به نقش‌های سرد و جدی فیلم‌های اکشن‌اش شبیه است.

یکی از لحظات فراموش‌نشدنی فیلم، سکانس معروف معرفی مائویی با قطعه‌ی «You’re Welcome» است که در آن نقاشی‌های دیواری و خالکوبی‌های مائویی زنده می‌شوند و در ترکیب نقاشی‌های دوبعدی و انیمیشن سه‌بعدی، این ضدقهرمان خود را معرفی می‌کند. فیلم تازه هم دوباره این تکنیک را تکرار کرده است. اما بدون انیمیش پرتکاپوی فیلم اصلی و با اجرای خشک و بی‌حوصله‌ی جانسن، این سکانس تمام انرژی خود را از دست داده و آن چه هم که مانده، تماماً زرق و برق‌هایی است که با جلوه‌های ویژه‌ی کامپیوتری به فیلم افزوده‌اند. بدتر اینکه با تغییر کاراکترهای انیمیشنی به بازیگران واقعی، حالا رقص مائوییِ جانسن ۵۴ ساله با دخترکی به‌شدت جوان‌تر از خودش، به جای آنکه بامزه باشد، کمی زننده است.

«موانا»؛ آیا دیزنی ایده‌ی این مجموعه را از یک فیلم صد ساله گرفته است؟

با دیدن فیلم ۲۰۲۶ تازه یادتان می‌افتد با اینکه ده سالی از نسخه‌ی اصلی «موانا» می‌گذرد، کیفیت انیمیشن آن چیزی از عناوین امروز دیزنی کم ندارد. تمام سکانس‌های برجسته و لحظات جذاب فیلم اول، مثل سلام کردن اقیانوس به موانا، شنا کردن ارواح ماهی‌ها زیر موانا یا مواجهه با تاماتوا و الهه‌ی طبیعت، در قالب انیمیشن پرانرژی‌تر و خلاقانه‌تر اجرا شده‌اند. اما فیلم ۲۰۲۶ سکانس به سکانس جلوی پرده‌ی سبز گرفته شده و هیچ چیز در آن جلوه‌ی خاصی ندارد؛ حتی ارواحی که عامل پیوند دوباره‌ی موانا با سنت‌ها و نیاکانش هستند.

در «موانا» (۲۰۲۶) تقریباً هر چیزی به جز صورت بازیگران با جلوه‌های ویژه‌ی کامیپوتری ساخته شده؛ از تمام پس‌زمینه‌ها گرفته، تا خالکوبی‌های مائویی، حیوانات همراه موانا (که خلاف فیلم «پری دریایی کوچولو» همانطور شبیه نسخه‌ی انیمیشنی باقی مانده‌اند)، خدای آتش، دزدان دریایی و شرور خرچنگی که برایش دردسر درست و ارواحی که او را هدایت می‌کنند. البته صرف کیفیت جلوه‌های ویژه‌های عالی است، به ویژه دریا و امواج آن. اما از طرف دیگر دیدن خرچنگی غول‌پیکر با تمام پرزها و شاخک‌ها و طراحی واقع‌گرایانه‌اش، یا خروسی با چشمان از حدقه بیرون زده و برآمدگی‌های قرمز، تصویری چندش‌آور ساخته است،‌ نه دل‌انگیز.

نقد فیلم «موانا» ۲۰۲۶

«موانا» (۲۰۲۶) آنقدر مدیون نسخه‌ی اصلی است که تماشای آن بیهوده است. بازسازی تازه نه‌تنها از هیچ نظر بر فیلم ۲۰۱۶ برتری ندارد، که هیچ چیز جدیدی هم ارائه نمی‌دهد؛ نه کاراکترهای متفاوت، نه خطوط داستانی متفاوت و نه جلوه‌های بصری خلاقانه‌تر. اگر تفاوتی در فیلم وجود داشته باشد، در حد چندتا جوک، دیالوگ‌های متفاوت، یا صدای خنده‌داری است که تاماتوآ دارد. وگرنه حتی موسیقی متن و قطعه‌های اصلی لین مانوئل میراندا هم دوباره تکرار شده‌اند. فقط یک آهنگ تازه (Along the Way)، آن هم برای تیتراژ پایانی، به فیلم اضافه شده که برایش دوباره سراغ میراندا رفته‌اند. مثل اکثر بازسازی‌ها و اقتباس‌های موزیکال، این قطعه‌ی تازه را هم برای این در فیلم گنجانده‌اند که فیلم برای بخش بهترین آهنگ اورجینال اسکار صلاحیت داشته باشد.

استراتژی اخیر دیزنی اینطور القاء می‌کند که انگار فیلم‌های انیمیشنی نسخه‌ای ضعیف‌تر هستند که با یک نسخه‌ی لایواکشن بهبود داده می‌شوند. اما بازسازی‌های دیزنی اغلب تقلیدهایی بی‌کیفیت، طولانی‌تر و فراموش‌شدنی از فیلم‌های دوست‌داشتنی قدیمی از آب درآمده‌اند که به جز نوستالژی، هیچ چیز دیگری برای ارائه ندارند. برای تشدید این نوستالژی، هر بازسازی دیزنی که از «سیندرلا» به بعد منتشر شده، تلاش کرده تا حدودی به نسخه‌ی اصلی فیلم‌ها وفادار باشد. در «موانا» اما وفاداری بیش از حد فیلم به نسخه‌ی اصلی، موجب شده کاستی‌های آن بیشتر توی چشم بزند.

1
از ۵
نکات مثبت
  • صرف کیفیت جلوه‌های ویژه‌ی کامپیوتری
نکات منفی
  • اجرای ضعیف بازیگران
  • تکیه بر جلوه‌های ویژه‌ی کامپیوتری
  • دوتایی ناامیدکننده‌ی دواین جانسن و کاترین لاگایا
  • واقع‌گرایی بیش از حد در طراحی کاراکترهای غیرانسانی
  • تکرار مو به موی داستان، موسیقی و سکانس‌های مهم فیلم اصلی

«موانا» (۲۰۲۶) آخرین بازسازی دیزنی نخواهد بود، اما بی‌شک بی‌فایده‌ترین آن‌هاست که‌ با دو بازیگر، که رفت و برگشت‌هایشان به جایی نمی‌رسد، و فیلمنامه‌ای که ضرب‌آهنگ‌های نسخه‌ی اصلی را مو به مو پیاده می‌کند، به محض دیدن از یادتان می‌رود. متأسفانه، کار دیزنی هنوز با «موانا» تمام نشده و «موانا ۳» در دست ساخت است. ولی دیگر خود دیزنی هم نمی‌داند باید با این فرنچایز چه کند. با یک دنباله‌ی ضعیف و یک بازسازی از آن هم ضعیف‌تر، دیزنی باید بپذیرد که شاید موانا به غایت داستانش رسیده است.

شناسنامه فیلم «موانا» (Moana)

کارگردان: توماس کیل
نویسنده: جرد بوش، دانا لدو میلر براساس «موانا» از جرد بوش، ران کلمنتس و جان ماسکر
بازیگران: کاترین لاگایا، دواین جانسن، رینا اوون، جان تویی، فرانکی آدامز، جمین کلمنت
محصول: ۲۰۲۶، ایالات متحده
امتیاز سایت IMDb به فیلم: ۵.۸ از ۱۰
امتیاز فیلم در سایت راتن تومیتوز:  ۳۲٪
خلاصه داستان: موانا، دختر رئیس جزیره‌ای منزوی است که با وجود رویای رفتن به دریا و احیای هنر فراموش‌شده‌ی مردمش، با این هدف تربیت شده است که جا پای پدرش بگذارد و رهبری مردم را بر عهده گیرد. با این حال،‌ وقتی آفتی کشنده در نتیجه‌ی نفرینی تمام جزیره را فرامی‌گیرد و محصولات مردم را از بین می‌برد، موانا راهی آب‌های ناشناخته می‌شود تا نفرین را از بین برده و رضایت الهه‌ی طبیعت را به دست آورد. در این میان، موانا با دوستان و دشمنان و چالش‌های گوناگون مواجه می‌شود…

نقد فیلم «موانا» دیدگاه شخصی نویسنده است و لزوما موضع دیجی‌کالا مگ نیست.

منبع: دیجی‌کالا مگ

برچسب‌ها :
دیدگاه شما

پرسش امنیتی *-- بارگیری کد امنیتی --

بازدیدهای اخیر

بر اساس بازدیدهای اخیر شما
تاریخچه بازدیدها مشاهده همه

دسته‌بندی‌های منتخب برای شما

X