۵ اتفاق که «ساعات پربیننده» را در گیشه موفق کرد؛ از محبوبیت پتینسون تا انتقادها
به نظر میرسد تماشاگران زیادی برای دیدن «ساعات پربیننده» (Primetime) راهی سینما شدهاند؛ یک تریلر جنایی که رابرت پتینسون را در نقش کریس هنسن، روزنامهنگار شبکه NBC و مجری برنامه جنجالی «به دام انداختن شکارچی» (To Catch a Predator)، نشان میدهد.
فیلم جدید A24 در نخستین آخر هفته اکران بهتر از پیشبینیها عمل کرد و از ۲۸۶۳ سالن سینما در آمریکای شمالی ۱۹.۲ میلیون دلار فروخت. «ساعات پربیننده» در جدول فروش داخلی آمریکا در جایگاه چهارم قرار گرفت و پایینتر از «انتقامجویان: پایان بازی» (Avengers: Endgame) با ۲۶ میلیون دلار، بازسازی «رزیدنت ایول» (Resident Evil) با ۲۳ میلیون دلار و «قلب هیولا» (The Heart of the Beast) ساخته پارامونت با ۲۰ میلیون دلار ایستاد.
با این حال، نکته مهمتر این است که «ساعات پربیننده» تنها ۱۵ میلیون دلار هزینه تولید داشته و همین شروع قدرتمند باعث شده فیلم از همین حالا شانس خوبی برای رسیدن به سود در اکران سینمایی داشته باشد.
«ساعات پربیننده» همچنین با این فروش، سومین افتتاحیه برتر تاریخ A24 را رقم زده است؛ پشت سر موفقیت غافلگیرکننده «اتاقهای پشتی» (Backrooms) با ۸۱.۴ میلیون دلار و «جنگ داخلی» (Civil War) ساخته الکس گارلند با ۲۵.۵ میلیون دلار. «ساعات پربیننده» حتی بالاتر از «مارتی معظم» (Marty Supreme) ساخته جاش سفدی با بازی تیموتی شالامی قرار گرفته که در سال ۲۰۲۵ افتتاحیه ۱۵.۷ میلیون دلاری داشت.
این دومین موفقیت پیاپی رابرت پتینسون با A24 نیز به شمار میرود. او پیشتر در بهار امسال در «دراما» (The Drama) ساخته کریستوفر بورگلی در کنار زندایا بازی کرد؛ فیلمی که اکرانش را با فروش ۱۴.۳ میلیون دلاری در آمریکای شمالی آغاز کرد.
«ساعات پربیننده» به کارگردانی لنس اوپنهایم، داستان تولید برنامه به «به دام انداختن شکارچی» (To Catch a Predator)، روند ساخت برنامه و تلاشهای پرتنش کریس هنسن برای شناسایی و به دام انداختن مجرمان جنسی کودکان را در جریان عملیاتهای پیچیده و مخفیانه دنبال میکند. منتقدان استقبال خوبی از فیلم داشتهاند و امتیاز آن در راتن تومیتوز به ۸۷ درصد رسیده است. واکنش تماشاگران اما متعادلتر بوده و فیلم در نظرسنجیهای خروجی سینمااسکور نمره B گرفته است؛ با توجه به فضای عمدا سنگین و ناراحتکننده فیلم، چنین واکنشی چندان دور از انتظار نیست.
دیوید ای. گروس، تحلیلگر گیشه و نویسنده خبرنامه «FranchiseRe»، درباره عملکرد فیلم در گیشه میگوید با توجه به موضوع سنگین آن، امتیاز تماشاگران قابل قبول است و «ساعات پربیننده» را یک موفقیت میداند.
اما چه عواملی باعث شدند این فیلم مستقل، برخلاف بسیاری از آثار مشابه، به یک اتفاق جدی در گیشه تبدیل شود؟
۱. قدرت ستارهای رابرت پتینسون

پتینسون سال پرکاری را پشت سر میگذارد. بازیگری که زمانی بیشتر به عنوان ستاره مجموعه «گرگومیش» (Twilight) شناخته میشد، حالا به یکی از چهرههای مهم سینمای جریان اصلی تبدیل شده است. او در سال ۲۰۲۶ در «دراما» و فیلم بزرگ «ادیسه» (The Odyssey) ساخته کریستوفر نولان حضور داشته و در ادامه نیز قرار است در «تلماسه: بخش سه» (Dune: Part Three) دیده شود. در «ادیسه» پتینسون بخشی از یک گروه بازیگری بزرگ است و در «تلماسه: بخش سه» هم یکی از بازیگران اصلی فیلم خواهد بود.
با این حال، در موفقیت «ساعات پربیننده» نمیتوان نقش خود پتینسون را نادیده گرفت. بر اساس نظرسنجیهای PostTrak، بیش از ۷۵ درصد تماشاگران گفتهاند که حضور پتینسون مهمترین دلیل آنها برای خرید بلیت بوده است.
اهمیت این رقم زمانی بیشتر مشخص میشود که بدانیم «ساعات پربیننده» بدون یک برنامه تبلیغاتی بسیار گسترده توانسته چنین مخاطبی را جذب کند. پتینسون برای این فیلم نه کمپین تبلیغاتی عظیمی به راه انداخت، نه در اقدامی پرسروصدا به دنبال جلب توجه رسانهها رفت. او در جشنواره فیلم ونیز حاضر شد؛ جایی که «ساعات پربیننده» با استقبال بسیار خوبی روبهرو شد، و چند گفتوگوی تلفنی هم انجام داد، اما در مجموع اجازه داد خود فیلم توجه مخاطبان را جلب کند.
این رویکرد برای بازیگری که همزمان مشغول فیلمبرداری «بتمن: قسمت ۲» (The Batman: Part II) در لندن است، قابل توجه است. پتینسون عملا به جای این که خودش را در مرکز یک تور تبلیغاتی پرزرقوبرق قرار دهد، بیشتر به اعتبار و جذابیت خود فیلم تکیه کرده است.
۲. نسل Z به میدان آمد

یکی از نکات قابلتوجه درباره موفقیت «ساعات پربیننده»، ترکیب سنی تماشاگران آن است. در نخستین آخر هفته اکران، ۶۹ درصد از مخاطبان فیلم زیر ۳۰ سال داشتند که بخش قابلتوجهی از آنها را اعضای نسل Z تشکیل میدادند.
این آمار از آن جهت جالب است که بیشتر اعضای نسل Z در زمان پخش «به دام انداختن شکارچی» بین سالهای ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۷، آنقدر کمسن بودند که احتمالا مخاطب اصلی برنامه به حساب نمیآمدند. بنابراین استقبال آنها از «ساعات پربیننده» را نمیتوان صرفا نتیجه نوستالژی نسبت به برنامه اصلی دانست.
یکی از دلایل موفقیت فیلم، ارتباط آن با علاقه نسل جوان به آثاری درباره پروندهها و جنایتهای واقعی، یا همان ژانر جنایت واقعی (True Crime)، است. «ساعات پربیننده» در عین حال نشان میدهد A24 طی سالهای اخیر چگونه توانسته مخاطبان جوانی برای خود بسازد؛ مخاطبانی که به فیلمهای متفاوت، جسورانه و بحثبرانگیز این استودیو علاقه دارند.
آثاری مانند «لیدی برد» (Lady Bird)، «همهچیز همهجا بهیکباره» (Everything Everywhere All at Once) و «مارتی معظم» نمونههایی از همین فیلمها هستند. «ساعات پربیننده» حالا دومین فیلم A24 در سال جاری است که توانسته برای مخاطبان جوان به یک رویداد سینمایی تبدیل شود.
پیش از آن، «اتاقهای پشتی» چنین جایگاهی پیدا کرده بود و با بودجهای ۱۰ میلیون دلاری، حدود ۴۰۰ میلیون دلار فروش داشت. موفقیت این فیلمها برای سالنداران نیز خبر خوبی است؛ زیرا در سالهای اخیر نگرانیهایی درباره این وجود داشت که نسلهای جوان دیگر سینما را رسانهای قدیمی و از رده خارج بدانند.
خود پتینسون هم با شوخی گفته که به نوعی عضو نسل Z است؛ ادعایی که با توجه به ۴۰ ساله بودن او، از نظر سنی درست نیست و او در واقع در گروه هزارهها قرار میگیرد. جنیفر لارنس، همبازی پتینسون در «بمیر عشق من» (Die My Love)، نیز در جریان یک آزمون دروغسنجی برای «مجله ونیتی فر» (Vanity Fair) با شوخی به او گفت دلیل این که فکر میکند نسل Z است، علاقهاش به تماس تصویری با افراد از طریق فیستایم است. پتینسون در پاسخ گفت سال تولدش اهمیتی ندارد و لارنس هم پاسخ داد که باور دارد خود پتینسون واقعا فکر میکند عضو نسل Z است.
۳. کریس هنسن و تبلیغی که ناخواسته به کمک فیلم آمد

A24 برای «ساعات پربیننده» یک کمپین تبلیغاتی قدرتمند و تا حد زیادی متکی بر شبکههای اجتماعی به راه انداخت. اما بخش دیگری از تبلیغات فیلم، بدون این که احتمالا خود استودیو برنامهای برای آن داشته باشد، از سوی کریس هنسن واقعی شکل گرفت.
هنسن مدتها پیش از این که فیلم را ببیند، از نحوه به تصویر کشیده شدن خودش توسط پتینسون انتقاد میکرد. او معتقد بود پتینسون تصویری «بیش از حد نمایشی» از او ارائه داده و تاکید داشت «ساعات پربیننده» روایت دقیق و مو به مویی از زندگی حرفهای او نیست.
هنسن همچنین درباره انگیزه استودیو از تبدیل داستان تولید یک برنامه تلویزیونی واقعی به یک فیلم سینمایی سوالهایی مطرح کرد. وقتی در نهایت فیلم را دید، واکنشش چندان مثبت نبود. او «ساعات پربیننده» را اثری «بسیار عجیب» و «دور از واقعیت» توصیف کرد.
با این حال، هر یک از این اظهارنظرها توجه رسانهها را به فیلم بیشتر کرد. نام هنسن بارها در رسانهها مطرح شد و همین موضوع باعث شد «ساعات پربیننده» بیشتر از قبل در کانون توجه طرفداران برنامه قدیمی «به دام انداختن شکارچی» قرار بگیرد.
در واقع، هنسن چه عمدا و چه ناخواسته، به بخشی از ماشین تبلیغاتی فیلم تبدیل شد؛ نمونهای جالب از این که چگونه جنجال پیرامون یک اثر میتواند به همان اندازه تبلیغات رسمی آن برای جلب توجه مخاطبان موثر باشد.
۴. استقبال چشمگیر در جشنواره ونیز

حضور در جشنواره فیلم ونیز همیشه به معنای موفقیت یک فیلم در جریان اصلی سینما نیست. در کنار فیلمهایی که پس از نمایش در ونیز به موفقیتهای بزرگ هنری و تجاری رسیدهاند، نمونههای ناموفق و پرحاشیه هم کم نیستند.
اما برای «ساعات پربیننده»، ونیز دقیقا همان نقطه شروعی بود که فیلم به آن نیاز داشت. اثر لنس اوپنهایم در جشنواره با تشویق ایستاده هفت دقیقهای روبهرو شد و همین واکنش گسترده، توجه رسانهها و حاضران جشنواره را به آن جلب کرد.
از طرف دیگر، تعداد فیلمهای بزرگ و استودیویی هالیوودی در جشنواره ایتالیا چندان زیاد نبود. به همین دلیل، «ساعات پربیننده» خیلی زود به یکی از موضوعات اصلی گفتوگو در لیدو تبدیل شد.
این استقبال اولیه یک مزیت مهم دیگر هم داشت: فیلم پیش از اکران عمومی، چند هفته فرصت پیدا کرد تا از طریق نقدها، گزارشهای جشنواره و حرفهای مخاطبان اولیه، تبلیغ شود. در نتیجه، زمانی که «ساعات پربیننده» سرانجام به دست مخاطب عمومی رسید، فیلم از قبل توانسته بود بخشی از کنجکاوی و هیجان مورد نیاز برای یک اکران موفق را ایجاد کند.
۵. ظهور یک کارگردان جدید و جوان

لنس اوپنهایم پیش از «ساعات پربیننده» بیشتر به خاطر آثار مستندی مانند «یک جور بهشت» (Some Kind of Heaven) و مجموعه مستند «رن فیر» (Ren Faire) شناخته میشد. اما «ساعات پربیننده» نخستین فیلم داستانی بلند اوست و همین پروژه باعث شد او بیش از گذشته به عنوان یکی از استعدادهای تازهنفس سینما مورد توجه قرار بگیرد.
اوپنهایم تنها چند روز پس از آغاز نمایش «ساعات پربیننده» در ونیز، بار دیگر در مرکز توجه قرار گرفت؛ این بار در جشنواره تلیوراید. او به همراه نبتان فیلدر مستندی با عنوان «همهچیز را میتوانی ببینی» (You Can See Everything) درباره الیزابت هولمز را در جشنواره تلیوراید به نمایش گذاشت؛ مستندی که تا آن زمان جزئیاتی درباره آن منتشر نشده بود.
این اتفاق باعث شد نام اوپنهایم در مدت کوتاهی بیش از هر زمان دیگری مطرح شود. فیلمسازی که تا پیش از آن بیشتر در محافل مستندسازی شناخته میشد، ناگهان در کانون توجه رسانههای سینمایی قرار گرفت و موفقیت «ساعات پربیننده» نیز از این موج تازه توجه بینصیب نماند.
به این ترتیب، موفقیت «ساعات پربیننده» در گیشه تنها حاصل حضور یک ستاره شناختهشده یا تبلیغات A24 نیست. ترکیب رابرت پتینسون، مخاطبان جوان، کنجکاوی پیرامون کریس هنسن، استقبال ونیز و شهرت رو به رشد لنس اوپنهایم، همه در کنار هم کمک کردند فیلمی با بودجهای نسبتا محدود به یکی از موفقیتهای مهم امسال A24 تبدیل شود.
در بازاری که موفقیت فیلمهای مستقل بیش از هر زمان دیگری به ایجاد یک موج اجتماعی و فرهنگی وابسته است، «ساعات پربیننده» نمونه خوبی از فیلمی است که توانست از چند جریان متفاوت بهطور همزمان استفاده کند و مخاطبش را از شبکههای اجتماعی و جشنوارهها تا سالنهای سینما با خود همراه کند.
منبع: Variety





