برندگان جشنواره ونیز ۲۰۲۶؛ شیر طلایی به فیلم «زن ناشناس» رسید
هشتاد و سومین دوره جشنواره فیلم ونیز هم سرانجام تمام شد و در حالی که جایزه بهترین بازیگر زن بخش افقها به یک ایرانی رسید، فیلم «زن ناشناس» (Woman Unknown) به کارگردانی می الطوخی، شیر طلایی را به خانه برد. فهرست کاملا برندگان جشنواره ونیز 2026 را در ادامه مطالعه کنید.
درام دانمارکی «زن ناشناس» که در کمال تعجب تنها فیلم بخش مسابقه بود که توسط یک زن کارگردانی شده، داستان زندگی زنی به نام ماری را روایت میکند. او پرستار بچه و خدمتکار جوانی است که مدتها برای یک مرد مجرد و ثروتمند کار کرده و حالا قرار است با او ازدواج کند. اما ماری رازی شرمآور در سینه دارد: او در بحبوحهی جنگ جهانی دوم، با یک سرباز آلمانی رابطهای پنهانی داشته است. می الطوخی در یک سخنرانی احساسی، به غیبت و نادیدهگرفتهشدن زنان در بخش مسابقه اشاره کرد؛ همان مسئلهای که مگی جیلنهال، رئیس هیئت داوران، در همان روز افتتاحیهی فستیوال با صراحت آن را فریاد زد و در کنفرانس مطبوعاتی گفته بود: «یک مشکل سیستماتیک وجود دارد؛ تامین مالی فیلمها برای زنان به مراتب دشوارتر است.»
الطوخی همزمان با پذیرفتن جایزه، گفت: «از هیئت داوران برای این افتخار بزرگ سپاسگزارم، و به خصوص از تو، مگی، که از صدای خودت استفاده کردی و از فقدان فرصتهای برابر برای فیلمسازان زن در صنعت ما صحبت کردی. ساخت این فیلم از نظر مالی و احساسی، چالشی طاقتفرسا بود. آنچه مرا در این مسیر سر پا نگه داشت، ضرورت به تصویر کشیدن زنانِ ناشناس تاریخ بود، تا آنها را به جهان بشناسانم. و به ویژه امشب، احساس میکنم در انجام این کار موفق بودهام.»

ماتیلد آرکل، ستارهی «زن ناشناس» جایزه بهترین بازیگر زن را از آن خود کرد. این هنرپیشهی دانمارکی با سخنرانیاش، بلافاصله طرفداران جدیدی برای خود دستوپا کرد. او جایزهاش را به سختی بالا برد و گفت: «من این را یک لحظه زمین میگذارم. چون به شدت سنگین است!» او در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده بود، با هیجان گفت: «این اولین نقش اصلی من در یک فیلم، اولین حضورم در یک جشنواره سینمایی و اولین باری است که یک جایزه سینمایی میبرم. بنابراین بینهایت مفتخرم و احساس میکنم بسیار خوششانسم که این تجربه را اینجا در ونیز و در کنار شما رقم میزنم… دلم میخواست خودم را نیشگون بگیرم، اما اگر این یک رویاست، واقعا نمیخواهم بیدار شوم.»
جایزه بهترین بازیگر مرد نیز به جان مالکوویچ رسید که در قالب یک مامور سیا در «اسب وحشی نهم» (Wild Horse Nine) نقشآفرینی درخشانی داشته است. نقشی که از همین حالا گفته میشود در جوایز اسکار هم حرفهایی برای گفتن خواهد داشت. مالکوویچ که در مونترال مشغول فیلمبرداری یک پروژهی جدید بود، از طریق ارتباط ویدیویی گفت: «از اینکه برای دریافت این جایزه انتخاب شدهام، از هیئت داوران برای اعطای این افتخار، و از مارتین مکدونا برای نگارش این فیلمنامهی بینظیر، کارگردانی استادانهاش و هدیه دادن این نقش خارقالعاده به من، تشکر میکنم. و سپاس از تمام همکاران فوقالعادهام، به ویژه سم راکول بزرگ.»
و اما فیلم مستند «نازا» (NAZA) پیرامون درگیریها در غزه، ساختهی مشترک یووال آبراهام و ریچل سور، جایزه ویژه هیئت داوران را به خود اختصاص داد. و لاله مرزبان هم جایزه بهترین بازیگر زن بخش افقها را برای فیلم «مراقب» به خانه برد.
در نهایت، در طول مراسم، حاضران لحظاتی را به یاد و خاطرهی جرمی توماس، تهیهکنندهی بریتانیایی برنده اسکار که روز جمعه در 77 سالگی درگذشت، اختصاص دادند. توماس در سال 1988 اسکار بهترین فیلم را برای شاهکار برناردو برتولوچی یعنی «آخرین امپراتور» به دست آورده بود. ریکاردو اسکامارچو (برنده جایزه بهترین بازیگر مرد بخش «افقها») نیز در ستایش او افزود: «جرمی، مرد بزرگ سینما. به تو ادای احترام میکنم، دوست من!»
فهرست کامل برندگان جشنواره فیلم ونیز 2026
بخش اصلی
- شیر طلایی بهترین فیلم: «زن ناشناس» ساختهی مای الطوخی
- جایزهی ویژهی هیئت داوران: «نازا» ساختهی یووال آبراهام و ریچل سور
- شیر نقرهای بزرگ هیئت داوران: «عشق ممکن» (Possible Love) ساختهی لی چانگ دونگ
- شیر نقرهای بهترین کارگردانی: ایلیا خرژانوفسکی برای «دائو»
- جام ولپی بهترین بازیگر زن: ماتیلد آرسل برای «زن ناشناس»
- جام ولپی بهترین بازیگر مرد: جان مالکوویچ برای «اسب وحشی نهم»
- جایزهی مارچلو ماسترویانی برای بهترین بازیگر نوظهور: مالو خبیزی برای «جایی برای التیام» (A Place to Heal)
- جایزه آرمانی بیوتی تماشاگران: «من مهم هستم» (Eu contez)
- اوسلای طلایی بهترین فیلمنامه: استفان بریزه، کورالی آمیدئو و اولیویه گورسی برای «سرباز کوچک خوب» («Un Bon Petit Soldat»)
بخش افقها
- بهترین فیلم: «دایان در چرخه» (Un detour par Diane)
- بهترین کارگردانی: ژاکلین لنتسو برای «یک روز از زندگی جو» (Mia Mera Sti Zoi Tis Tzo: Kefalaio Faidra)
- جایزهی ویژهی هیئت داوران: «خانه باد» (La maison du vent)
- بهترین بازیگر زن: لاله مرزبان برای «مراقب»
- بهترین بازیگر مرد: ریکاردو اسکامارچو برای «فرزندان میمون» (I figli della scimmia)
- بهترین فیلمنامه: توماسو لاندوچی و دامیانو فمفرت برای «فرزندان میمون»
- بهترین فیلم کوتاه: «چند لحظه خوشبختی» (Quelques instants de bonheur)
بخش کلاسیک ونیز
- بهترین فیلم مرمتشده: «شب طولانی 43» ساختهی فلورستانو وانچینی
بخش واقعیت مجازی (Venice Immersive)
- جایزهی بزرگ: «حلقه کبوتر» (The Pigeon Ring) ساختهی شیشین تائو و یوچی ژانگ
- جایزهی ویژهی هیئت داوران: «از میان خاکسترها (Out of the Ashes)» ساختهی روری میچل و نانی دلا پنیا
- جایزهی بهترین دستاورد: «امپراتوری در دریا (Empire at Sea)» ساختهی پیتر فلرتی
هیئت داوران جشنواره فیلم ونیز 2026 چه کسانی بودند؟
همانطور که اشاره شد، ریاست هیئت داوران امسال بر عهده مگی جیلنهال بود؛ هنرپیشه و کارگردان آمریکایی که با فیلم «دختر گمشده» نشان داد درک عمیقی از روانشناسی زنانهی پیچیده و فرمهای روایی نامتعارف دارد. جیلنهال در جایگاه رئیس هیئت داوران، نمادی از یک تغییر رویکرد بود؛ بازیگری که به فیلمسازی روی آورده و حالا در نوک هرم قضاوت یکی از مهمترین فستیوالهای جهان ایستاده است. حضور او در کنار فرانسسکو کاستی، پژوهشگر فیلم آمریکایی-ایتالیایی که نظریاتش دربارهی نشانهشناسی سینما همواره راهگشا بوده، ترکیبی از نگاه فرمالیستی و آکادمیک را نوید داد. در کنار آنها، دانیل بلومبرگ، آهنگساز انگلیسی، وظیفه داشت تا ابعاد شنیداری و اتمسفر صوتی آثار را زیر ذرهبین ببرد؛ زیرا سینمای پستمدرن امروز، بیش از تصویر، گاه بر پایهی طراحی صدا و موسیقی استوار است.
اما آنچه ترکیب هیئت داوران ونیز 2026 را جذاب کرد، حضور سینماگرانی از جغرافیاهای متفاوت بود. کوثر بن هنیه، فیلمنامهنویس و کارگردان تونسی، با نگاه انتقادیاش به ساختارهای قدرت در خاورمیانه و آفریقا، در کنار شهربانو سادات، کارگردان و فیلمنامهنویس اهل افغانستان که سینمایش تبلور رنجهای خاموش زنان و جامعهی افغان است، وزنهای سنگین به نفع سینمای محتوامحور و اجتماعی ایجاد کردند. زاویر جیانولی، فیلمساز فرانسوی با دغدغههای همیشگیاش پیرامون رسانه، و جانی تو، فیلمساز کهنهکار هنگکنگی که استاد بلامنازع فرم در سینمای اکشن و جنایی است، تکمیلکنندهی این پازل بودند.
حواشی و هایلایتهای جشنواره فیلم ونیز 2026
امسال، ونیز بیشتر از هر زمان دیگری به سراغ آثار نامتعارف رفت. در سالی که واقعیتهای تلخ اجتماعی و جنگهای ویرانگر به اوج خود رسیده، ونیز هشتاد و سوم تلاش کرد تا میان زرقوبرق همیشگی فرش قرمز و آثار تاریک و فرمگرا تعادل برقرار کند. گویی در وهلهی اول، جشنواره میخواست به ما یادآوری کند که جهان در حال فروپاشی است، اما هنوز میتوان این فروپاشی را در قابهای 35 میلیمتری و با حضور ستارگان تراز اول تماشا کرد.
جنگ، فساد اخلاقی، ناکارآمدی نهاد خانواده و سرکوب و ستم تاریخی بر زنان، به درونمایهی اصلی بسیاری از آثار امسال تبدیل شد. برنامهریزی جشنواره، از نظر محتوایی به شدت سنگین و از نظر فرمی، رادیکال و جسورانه بود و فیلمسازان، آگاهانه از فرمولهای مشخص و تجاری فاصله گرفته بودند. البته که در این میان، عدم حضور فیلمسازان زن تا حدودی سوالبرانگیز شد.
ستارهی همیشگی؛ بازگشت جرج کلونی

فرش قرمز ونیز امسال به طرز عجیبی با سیاهی فیلمهای بخش اصلی در تضاد بود. و در روزهای ابتدایی جشنواره، جرج کلونی بیشتر از باقی ستارگان در کانون توجه قرار گرفت. او که برای دریافت جایزه یک عمر دستاورد هنری در مراسم افتتاحیه حاضر شده بود، تنها به یک حضور نمادین بسنده نکرد. برگزاری یک «مسترکلاس» و حضور در نشستی تحلیلی پیرامون نقش هوش مصنوعی در سینما، نشان داد که کلونی تا چه حد دغدغهی آیندهی این مدیوم را دارد.
او پس از دریافت جایزهاش در 65 سالگی، با طنز و لحن همیشگیاش گفت: «وقتی شروع به تأمل در سالهای گذشته میکنید، متوجه میشوید که واقعا آنقدرها هم یک کارنامه کاری حسابشده نداشتهاید، بلکه بیشتر یک سری تصادفات خوشایند بوده است.»
عشق برادرانه و نوستالژی بریتانیایی

با اینکه ونیز جولانگاه سینمای هنری است، اما گاهی به آثار عامهپسند هم فرصت خودنمایی داده میشود. یکی از پرهیاهوترین فرشهای قرمز، به اکران فیلم مستند «اُئیسیز: با خشم به گذشته نگاه نکن» (Oasis: Don’t Look Back in Anger) اختصاص داشت. این مستند که نگاهی به پشت صحنهی آشتی برادران گلگر و تور تجدید دیدار آنها در سال گذشته دارد، توسط استیون نایت، خالق سریال «پیکی بلایندرز» ساخته شده است. ورود لیام و نوئل با یک قایق تندرو، تصویری از عشق برادرانه را مخابره میکرد؛ برادرانی که سرانجام خصومت 15 سالهی خود را دفن کردند تا یکی از بزرگترین گروههای موسیقی 30 سال اخیر را احیا کنند.
غولهای رسانه و تکنولوژی

یکی از مضامین پررنگ امسال، پرداختن به چهرههای قدرتمند -و شاید مخرب- حوزه رسانه و تکنولوژی بود. ایلان ماسک، به شکلی کنایهآمیز، ستارهی طولانیترین فیلم جشنواره بود؛ مستند «ماسک» اثر الکس گیبنی، مستندساز تحسینشدهی آمریکایی. گیبنی در این اثر، با نگاهی انتقادی، میلیاردر دمدمیمزاج و غیرقابلپیشبینی مشهور را زیر تیغ جراحی میبرد.
همزمان، روپرت مرداک، سرمایهدار بزرگ آمریکایی، سوژهی فیلم بلند و داستانی دنی بویل، یعنی «جوهر» (Ink) بود. بویل در این اثر سینمایی، با همان سبک فیلمسازی خاص و تدوینهای پرشتابش، روزهای پرالتهاب صنعت روزنامهنگاری لندن در دهه 60 میلادی را به تصویر میکشد. علاوه بر این، فیلم «پناهگاه» (Bunker) اثر جدید فلوریان زلر را هم داشتیم که در آن، پل دینو نقش خود را با الهام از مارک زاکربرگ بازی کرده است.
داستان ازدواج و مرزهای واقعیت

اکران فیلم «پناهگاه» با درخشش پنهلوپه کروز و خاویر باردم، یکی از احساسیترین لحظات جشنواره را رقم زد. کروز در پایان تشویق بینظیر 16 دقیقهایِ تماشاگران، غرق در اشک شد. این زوج واقعی سینما، در فیلم زلر نقش زن و شوهری را بازی میکنند که رابطهشان در آستانهی فروپاشی است. ترکیب هنر و زندگی شخصی، همیشه برای مخاطبان جذاب بوده است، اما وقتی از باردم پرسیده شد که آیا چیزی در شخصیتهای روی پرده شباهتی به ازدواج واقعی آنها دارد، او پاسخ داد: «هیچچیز.» با این حال، کروز با نگاهی عمیقتر اعتراف کرد که گاهی یافتن «تعادل درست درباره اینکه چقدر درباره کار [در خانه] صحبت کنید»، یک چالش واقعی است.
زنان نادیدهگرفتهشده

در تناقضی عجیب با شعارهای فستیوال مبنی بر برابری جنسیتی، در ابتدا تنها یک کارگردان زن، یعنی می الطوخی از دانمارک، در بخش مسابقه اصلی حضور داشت. این تعداد با اضافه شدن دیرهنگام مستند «نازا» و حضور ریچل سور، به عدد ناچیز دو رسید. اما طعنهآمیزتر این است که فیلم می الطوخی، داستان زنی را روایت میکند که در خانه و جامعهی مردسالارِ پس از جنگ جهانی دوم، «نادیده» گرفته شده است. گویی ساختهی الطوخی، انعکاسی مستقیم از وضعیت زنان فیلمساز در ساختار کلان همین فستیوال سینمایی است. و جالبتر اینکه همین فیلم هم جایزه اصلی را به خانه برد!
فساد اخلاقی و سقوط وجدان

آثار برگزیدهی ونیز امسال به شدت تاریک بود. بسیاری از فیلمها، شخصیتهایی را به تصویر میکشیدند که یا با وجدان خود در نبرد هستند، یا در تعقیب پول و قدرت، و یا برای فرار از سرکوب، به خودفروشی اخلاقی تن دادهاند. این خط فکری، در فیلم «دائو»، اثر جدید ایلیا خرژانوفسکی پررنگتر است، فیلمی که به فیزیکدان و مسئول اصلی برنامهی هستهای شوروی، یعنی لو لانداو میپردازد. مضمون سقوط اخلاقی در فیلم «پرایمتایم» با بازی رابرت پتینسون، قصهای دربارهی به دام انداختن بیماران جنسی، و همچنین «اسب وحشی نهم»، اثر جدید مارتین مکدونا هم وجود داشت و از قضا، همهی این فیلمها ارزش تماشا دارند و با تحسین منتقدان و تماشاگران روبهرو شدهاند.
منبع: variety

