نقد فیلم «فراری» (Runner)؛ الن ریچسون و یک اکشن ماچوی دیگر

زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۵ دقیقه
نقد فیلم «فراری»

اشتباه نکنید. این «رانر» با آن «رانر» که یک هفته پیش آمد فرق دارد. در اولی، که آن را «دونده» (The Runner) ترجمه کرده‌اند، گل گدوت بازی می‌کرد و در این دومی، که به «فراری» شناخته شده، الن ریچسون، و با اینکه هر دو اکشن-تریلرهایی هستند که در آن قهرمان می‌خواهد دختربچه‌ای را نجات دهد، صرف عدم حضور گل گدوت در دومی کافی است که بدانید «فراری» به‌شدت از «دونده» بهتر است. در «فراری» الن ریچسون، ستاره‌ی اکشن پرکار این روزهای سینما و تلویزیون، کنار ستاره‌ی کم‌کار این‌روزهای کمدی، اوون ویلسون، قرار گرفته است، در حالی که هردو از دست اعضای خطرناک یک کارتل فرار می‌کنند و باید محموله‌ای را به سلامت به مقصد برسانند. در نقد فیلم «فراری» بیشتر به دوتایی ریچسون و ویلسون می‌پردازم که روتین همیشگی خود را به پروژه‌ای دیگر آورده‌اند.

هشدار! در نقد فیلم «فراری» خطر لو رفتن داستان وجود دارد

نقد فیلم «فراری»؛ در رقابت با زمان

الن ریچسون و اوون ویلسون

نه «فراری» و نه «دونده» شاید توصیف درستی برای نقشی که ریچسون در فیلم ایفا می‌کند، نباشند. او در فیلم تازه‌اش، یک عضو سابق نیروی دریایی امریکا به نام هنک است که حالا در بریزبن استرالیا به‌عنوان ترنسپورتر/پیک کار می‌کند و محموله‌ها را از نقطه‌ای به نقطه‌ی دیگر می‌رساند. همزمان، با تراژدی و تراماهایی از گذشته دست به گریبان است که او را به اعتیاد به الکل سوق داده‌اند. مأموریت اصلی هنک در «فراری» با محموله‌ای به‌شدت حساس آغاز می‌شود: یک کبد برای گروه خونی خاصی که قرار است به بدن کودکی پیوند بخورد. البته هنک باید این محموله را همراه محافظ آن، بن بیشاپ (اوون ویلسون)، به بیمارستان برساند که کبد را در دستگاه فوق‌پیشرفته‌ای حمل می‌کند.

وقت تنگ است و همانطور که انتظار دارید، مأموریت ساده‌ای پیش روی هنک قرار ندارد. عده‌ای آدم خطرناک دنبال این کبد هستند و مصمم‌اند به هر قیمتی شده آن را به دست آورند. دامیان زالدیوار (رودریگو سانتورو)، رئیس کارتل، و ارتشی از نوچه‌های بی‌خاصیتش، کل بریزبن را به هم می‌ریزند تا دستشان به این مک‌گافین طلایی برسد.

نقد فیلم «پیام اضطراری»؛ یک اکشن-کمدی درخشان با رایان رینولدز و کنت برانا

داستان فیلم تقریباً همین است و بقیه‌ی یک ساعت و چهل‌دقیقه‌ی «فراری» پر شده از صحنه‌های اکشن تعقیب و گریز با ماشین و مبارزات که اسکات وا، کارگردان فیلم، خوب از پسشان برآمده است. وا، که کارگردانی «جنون سرعت» (Need for Speed)، «ضربه پنهان» (Hidden Strike) و «بی‌مصرف‌ها ۴» (Expend4bles) را در کارنامه‌اش دارد، تمام فرمول‌های فیلم‌های اکشن را در «فراری» پیاده کرده است. هنک در حالی که می‌کوشد در رقابت با زمان محموله را سر وقت به مقصد برساند، از بین انبوهی از ماشین‌های مردم و کارتل که دنبالش‌اند ویراژ می‌دهد و از گروگان‌گیری و درگیری‌های مسلحانه‌ای سردرمی‌آورد که با Kickstart My Heart انرژی فیلم را بالا نگه می‌دارند؛ قطعه‌ای که ربطی به صحنه پیدا نمی‌کند، اما صرف انتخابش به‌خودی خود مایه‌ی خرسندی است. در میان تمام تکاپوها و اکشن‌ها، کیت (لیلا جرج)، مادر دخترک در حال مرگ، هم از داخل بیمارستان چالش‌های خودش را دارد که بیشتر برای ایجاد وقفه‌ای بین صحنه‌های اکشن در فیلم گنجانده شده است.

به واسطه‌ی این درگیری‌ها، که خشن‌تر و خونین‌تر از آن چیزی هستند که از فیلم عامه‌پسندی چون «فراری» انتظار دارید، هنک هنرهای آدمکشی خود را رو می‌کند؛ همان هنکی که ابتدای فیلم اذعان داشت «دیگر به مردم آسیب نمی‌رساند». او گاه با شات‌گان سراغ آدم‌بدها می‌رود، اما اغلب در مبارزات تن‌به‌تن با آن‌ها درگیر می‌شود که خاصیت فیزیکی اجرای ریچسون را برجسته می‌کنند؛ خاصیتی که به عنصر همیشگی این ستاره‌ی سریال «ریچر» (Reacher) تبدیل شده است. می‌توانید به‌راحتی ببینید که او در حداقل چهار فیلم اخیرش، یک نسخه‌ی تکراری از کاراکتری یکسان را به نمایش گذاشته است؛ از اکشن صامت «موتور سیتی» (Motor City) گرفته، تا اکشن کمدی «پلی‌دیت» (Playdate)، اکشن جنگی «ماشین جنگی» (War Machine) و حالا اکشن دیگری که تنها به‌خاطر حضور ویلسون وجهی کمدی پیدا کرده است.

نقد فیلم «فراری»

اوون ویلسون نیز خود همیشگی‌اش را به «فراری» آورده است. او اساساً نقطه‌ی مقابل کاراکتر ماچوی ریچسون را بازی می‌کند؛ بامزه و پرانرژی، پرحرف اما ناتوان در میدان که برای بقا به قهرمان‌بازی‌های هنک وابسته است. دوتاییِ او با ریچسون در «فراری»، یک دوتایی کاملاً آشنا در فیلم‌های اکشن کمدی است که به‌شدت با آنچه با هر دو ریچسون و ویلسون با آن‌ها عادت داریم، تطابق دارد. «فراری» با اشارات به پس‌زمینه‌ی هنک و انگیزه‌های او بعد از مرگ دخترش، جنبه‌ی فیزیکی این کاراکتر را برجسته می‌کند و رابطه‌ای غیرمنتظره در منطق داستان (و کاملاً قابل پیش‌بینی در منطق ژانر)، بین او و بنِ ویلسون می‌سازد. این رابطه تا یک‌سوم پایانی فیلم و با زخمی شدن بن عمیق‌تر می‌شود، هنک بیشتر خودش را برای بن باز می‌کند و مرگ بن، بار احساسی بیشتری به داستان می‌دهد.

هر فیلم اکشن خوب، یک آنتاگونیست خوب نیز می‌طلبد. رودریگو سانتورو – که احتمالاً او را از اجرایش به‌عنوان خشایارشا در «۳۰۰» می‌شناسید – در نقش دامیان زالدیوار نقش این شخصیت منفی را پر می‌کند. خلاف «شهر موتور»، که در آن ریچسون مقابل ضدقهرمانی قرار گرفته بود که به قولی قد این حرف‌ها نبود، در «فراری» زالدیوارِ سانتورو رقیب درست و درمانی برای ریچسون است. البته نه از منظر هیبت، که از منظر بی‌رحمی بی‌حد و حصرش. او از همان آغاز فیلم با خالی کردن چندتیر در سر زیردستانش، نشان می‌دهد که هیچ چیز جلودارش نیست. انگیزه‌ی مشخصی هم دارد. او این محموله‌ی ویژه را برای مادر مریضش می‌خواهد که تنها کسی است که از او حساب می‌برد. در مبارزه‌ی نهایی بین هنک و زالدیوار پیش‌بینی اینکه کدام دست بالاتر را دارد دشوار است و آخرسر خون زیادی، چه از قهرمان و چه آدم‌بد ریخته می‌شود، اما بالاخره محموله به سلامت به مقصد می‌رسد و دخترک نجات می‌یابد.

2.5
از ۵
نکات مثبت
  • تثبیت تهدید آنتاگونیستِ سانتورو علیه هنکِ ریچسون
  • دادن بار احساسی بیشتر از حد انتظار به رابطه‌ی هنک و بن
  • کارگردانی و طراحی استاندارد صحنه‌های اکشن تعقیب و گریز و مبارزات
نکات منفی
  • داستان فرمولیک
  • تکراری شدن کاراکتر ماچوی الن ریچسون
  • بسط ندادن به پس‌زمینه و انگیزه‌های کارتل

فیلم اسکات وا هیچ چیز تازه‌ای به دنیای اکشن نمی‌آورد. با اینکه او خوب می‌داند چطور باید یک فیلم اکشن استاندارد بسازد، و با اینکه انتخاب ریچسون و ویلسون به عنوان زوج مرکزی داستان انتخاب اشتباهی نبوده است، اما فیلم به سختی خود را از انبوه فیلم‌های اکشن-کمدی که پلتفرم‌های پخش خانگی از آن‌ها پر شده، جدا می‌کند. حتی بین قهرمانان و ضدقهرمانان پویایی متفاوتی دیده نمی‌شود. الن ریچسون همان ماچوی همیشگی است، اوون ویلسون وجه کمدی فیلم را فراهم می‌کند و آدم‌بدها هم عضو کارتلی کلیشه‌اند که پس‌زمینه‌ای فراتر از اینکه حاضرند برای یک کبد پیوندی روی هرکسی تیر باز کنند، ندارند. اگر دنبال یک اکشن سرراست هستید که در پس‌زمینه‌ی کار دیگری زیرچشمی نگاهش کنید، «فراری» را ببینید. فقط هر کاری می‌کنید فیلم گل گدوت را نبینید.

شناسنامه فیلم «فراری» (Runner)

کارگردان: اسکات وا
نویسنده: مایلز هابلی، تامی وایت
بازیگران: الن ریچسون، اوون ویلسون، رودریگو سانتورو، لیلا جرج، کیت باکس، پیتا سارجنت
محصول: ۲۰۲۶، ایالات متحده
امتیاز سایت IMDb به فیلم: ۶.۴ از ۱۰
امتیاز فیلم در سایت راتن تومیتوز:  ۷۷٪
خلاصه داستان: داستان این فیلم که در بریزبن استرالیا می‌گذرد، حول محور هنک جریان دارد؛ سرباز سابق و ترنسپورتر/پیک امروز که بعد از جدایی از همسرش و تراژدی که هنوز رهایش نکرده، می‌کوشد زندگی صاف و ساده‌ای داشته باشد. اما اوضاع مطابق انتظاراتش پیش نمی‌رود. روزی او مأموریت می‌یابد که کبدی را برای پیوند به دختربچه‌ای به بیمارستان برساند. بن بیشاپ، که متخصص حمل این کبد است، او را در این مأموریت، که تنها چندساعت برایش فرصت دارند، همراهی می‌کند. هنک و بن نمی‌دانند که این کبد خواهان زیاد دارد؛ آن هم کسانی که برای به دست آوردنش از انجام هیچ کاری فروگذار نمی‌کنند…

نقد فیلم «فراری» دیدگاه شخصی نویسنده است و لزوما موضع دیجی‌کالا مگ نیست.

منبع: دیجی‌کالا مگ

برچسب‌ها :
دیدگاه شما

پرسش امنیتی *-- بارگیری کد امنیتی --

بازدیدهای اخیر

بر اساس بازدیدهای اخیر شما
تاریخچه بازدیدها مشاهده همه

دسته‌بندی‌های منتخب برای شما

X