چرا هالیوود باید ساخت فیلم درباره‌ی تد باندی را تمام کند؟

۹ شهریور ۱۴۰۰ | ۱۶:۳۰ ۱۰ شهریور ۱۴۰۰ زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۸ دقیقه
تد باندی

با انتشار فیلم «خدانشناس» (No Man of God)، خیلی از طرفداران از هالیوود انتظار دارند تا روند تولید فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی تد باندی را متوقف کند.

این فیلم به کارگردانی امبر سیلی و نویسندگی کیت لسر، برای اولین بار در جشنواره جهانی فیلم تریبکا در ماه ژوئن به نمایش درآمد و به‌تازگی بر روی پرده سینماها رفته است. داستان این فیلم، حول مجموعه‌ای از گفت‌وگوها است که بیل هاگمایر، مامور ویژه FBI (ایلیا وود) با قاتل سریالی، تد باندی (این بار با بازی لوک کربی) در سال‌های ۱۹۸۴ تا ۱۹۸۹ داشته است.

فیلم خدانشناس تا زمان نگارش این متن، دارای امتیاز ۷۹ در سایت راتن تومیتوز است. نقدهای منتقدان نشان می‌دهد که فیلم، اطلاعات جدید و چندان افشا کننده‌ای ندارد و همچنین داستان آن که درباره‌ی این قاتل زنجیره‌ای، جنایات او، محاکمه و سال‌های زندگی او در زندان است، چیز جدیدی ارائه نمی‌دهد. با این حال، اجراها قوی و جذاب هستند و به طور کلی، سایر نقص‌های فیلم را پوشش می‌دهند.

این فیلم تد باندی در مقایسه با هر یک از اقتباسات بی‌شمار و مشابهی که قبلا اکران شده‌اند یا در حال ساخت هستند، تفاوتی ندارد. تعداد بسیار زیادی فیلم و سریال تلویزیونی وجود دارند که همگی به داستان این قاتل سریالی وحشی پرداخته‌اند. وقت آن است که هالیوود دست از ساخت چنین آثاری بکشد.

چرا هالیوود اصرار زیادی به ساخت اقتباس‌های تد باندی دارد

ساخت فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی هالیوود درباره موضوعات و رسوایی‌های وحشیانه و هرز، چندان مسأله جدیدی نیست. بشریت هزاران سال است که بر اساس شایعه‌ها و داستان‌های رسوایی رشد کرده است. اصرار بر ساخت آثار قاتلان سریالی هم چندان جدید نیست. اچ‌اچ هولمز، اولین قاتل سریالی آمریکا، به دلیل قتل‌های وحشتناک خود در سال ۱۸۹۵ دستگیر شد و خیلی زود و به صورتی گسترده، در سایر آمریکا مشهور شد. روزنامه‌های سراسر کشور و حتی روزنامه‌های بین‌المللی، محاکمه وی را پوشش دادند و مردم در آن زمان، مشتاقانه گزارش‌ها و داستان‌های جنایات وحشتناک او را می‌خواندند. به همین ترتیب، مردم درباره جک قاتل هم بسیار کنجکاو بودند و این حس کنجکاوی حتی بیشتر طول کشیده است، زیرا از سال ۱۸۸۸، هویت این قاتل مرموز نامشخص مانده است و سؤالات زیادی درباره او بی‌پاسخ است.

با این وجود، داستان‌های جنایت‌های واقعی و قاتلان سریالی در سال‌های اخیر گسترش پیدا کرده است و سردمدار آن‌ها تد باندی است. این موضوع را می‌توان به افزایش پلتفرم‌های پخش، به ویژه نتفلیکس نسبت داد که اصرار به پخش آثار جنایی واقعی دارد، چرا که نیاز این پلتفرم به حجم عظیمی از محتوای اصلی و مخاطبان روزافزون آن، باعث شده است که انبوهی از مستندهای جنایی ارزان قیمت را خریداری کند. تماشاگران در هر دورانی و همیشه به دنبال چیزهای جنایی و خشونت‌آمیز هستند و سرویس‌های پخش این را می‌دانند. تا زمانی که آن‌ها به ساخت مستند تد باندی و سریال‌های قاتلان سریالی ادامه دهند، همیشه کسی وجود دارد تا برنامه‌هایشان را تماشا کند.

با این حال، در وهله اول این دلیل اصلی تماشای مردم نیست. سرگرمی‌ها همیشه به زوایای تاریک طبیعت بشر کشانده شده‌اند، زیرا مردم، خودشان هم این گونه هستند. همان‌طور که تماشای یک فیلم ترسناک، کاری می‌کند تا بیننده در میان امنیت خانه خود، یک وضعیت وحشتناک وخیم را تجربه کند، فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی درباره قاتلان زنجیره‌ای هم مردم را قادر می‌سازند تا بدون هیچ‌گونه عواقبی، رفتارهای تلخ و منحرف انسان‌ها را کشف کنند. تلاش برای درک روان فردی مانند تد باندی، یک نوع جذابیت در پی خود دارد. او کسی است که ذهنش پر از اشتباهات و خطاست و اکثر افراد عادی و معمولی، احتمالا حتی نمی‌توانند تصور چنین شرایطی را داشته باشند. برای اکثریت قریب به اتفاق مردم، ارتکاب جنایت‌هایی با ماهیت وحشتناک مانند قتل‌های سریالی، یک میل و انگیزه کاملا خارجی است. بررسی اینکه یک ذهن چگونه می‌تواند این‌قدر پیچیده شود و در عین حال، عاقل به نظر برسد، مثل این است که انگشتان پای خود را در آب‌های تیره و خطرناک غوطه‌ور کنید، بدون اینکه ترس از افتادن در آن داشته باشید.

این امر به ویژه درباره‌ی تد باندی صادق است که گویا همه چیز داشت؛ جذابیت، ظاهر نسبی خوب و روشی دقیق. داستان باندی دارای تعدادی عنصر عجیب و برجسته بود. برای مثال، او تصمیم گرفت تا در محاکمه‌اش، خودش از خودش دفاع کند. علاوه بر این، او چندبار تلاش کرد تا از زندان فرار کند که ناکام ماند و همچنین در طول دوران محکومیتش با کارول آن بون به ظاهر معمولی ازدواج کرد و همه این‌ها زمینه‌ای مناسب برای فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی هالیوود فراهم می‌کند.

داستان تد باندی بارها روایت شده است

تد باندی

فرقی ندارد که این داستان جذاب است یا نه. بحث اصلی این است که داستان تد باندی بارها و بارها گفته شده است. تاکنون بیش از ۲۰ فیلم یا مستند بر اساس باندی اکران شده است و دو فیلم جدید تد باندی به نام‌های خدانشناس و لولوخورخوره آمریکایی هم هر دو در سال ۲۰۲۱ اکران می‌شوند. حتی فیلم‌هایی مانند فوق‌العاده شرور و به طرز وحشتناکی شیطانی و پست و باندی و قاتل روخانه سبز هم هر دو به‌تازگی در سال ۲۰۱۹ منتشر شده‌اند.

فیلم‌ها تنها پروژه‌هایی نیستند که درباره باندی ساخته می‌شوند. همچنین تعداد زیادی داستان اپیزودیک در مورد این قاتل سریالی وجود دارند. مجموعه مستند مکالمات با یک قاتل: نوارهای تد باندی در سال ۲۰۱۹ در نتفلیکس و تد باندی: فریب خوردن از یک قاتل هم در سال ۲۰۲۰ در آمازون پرایم ویدیو پخش شد. به این زمینه تد باندی: ذهن هیولا، تد باندی: هیولای سریالی، تد باندی: هیولای آمریکایی و تد باندی: چه اتفاقی افتاده است را هم اضافه کنید که همه آن‌ها در چهار سال گذشته منتشر شده‌اند. داستان او بار‌ها و بار‌ها روایت شده است.

در حال حاضر، عملا راهی برای افزودن چیزی به داستان وی یا پرداختن به آن از زاویه‌ای منحصربه‌فرد وجود ندارد. هر چیز فتنه‌انگیزی که می‌تواند در داستان تد باندی وجود داشته باشد، تاکنون گفته شده و هرگونه اطلاعات جدید مربوط به پرونده او، مدت‌هاست که نمایش داده شده است. تعداد کمی (اگر وجود داشته باشند) فیلم، مستند یا مجموعه تلویزیونی درباره تد باندی وجود دارند که چیزهای جدیدی ارائه بدهند و سال‌هاست چنین آثاری وجود ندارند. داستان او، زمینی است که آن‌قدر شخم زده شده که دیگر چیزی برای برداشت باقی نمانده است و فقط سنگ‌ها و کلوخ‌های بلا‌استفاده مانده‌اند. به صراحت باید گفت که روایت داستان تد باندی، آخرین کار جذابی است که یک فیلم‌ساز یا مستندساز می‌تواند انجام دهد.

خطر تبدیل کردن باندی به یک ضدقهرمان آیینی

تد باندی

یک مسأله‌ی اخلاقی، فراتر از اینکه تد باندی، موضوعی فرسوده و بدون الهام است، پشت پرده توجه زیاد به یک قاتل زنجیره‌ای وجود دارد. پروژه‌های تد باندی زیادی در عنوان خود از کلمه هیولا استفاده کرده‌اند و هالیوود مدت‌هاست که داستان تد باندی را رمانتیک کرده است. بهترین فیلم‌ها و سریال‌های تد باندی، اتفاقات قدیمی مربوطه را بازسازی می‌کنند اما بدترین‌های آن‌ها سعی می‌کنند او را در سایه دلسوزی ترسیم کنند و ویژگی‌ها و جذابیت ظاهری او را نشان دهند. این امر به ویژه در فیلم‌های زندگینامه‌ای رایج است که ناگزیر همیشه بازیگرانی را که بسیار زیباتر از باندی هستند انتخاب می‌کنند و به آن‌ها می‌گویند که کاریزمای مشکوک باندی را بیشتر جلوه دهند و فیلم‌ فوق‌العاده شرور و به طرز وحشتناکی شیطانی و پست، یکی از موارد برجسته در این زمینه است. هالیوود دوست دارد باندی را به‌عنوان یک مرد جذاب نشان دهد که مورد قبول زنان است.

حقیقت این است که تد باندی نسبتا ساده و بدون خصوصیات خاصی به نظر می‌رسید و جذابیت او مانند یک سراب بود. باندی یک زن‌ستیز کامل بود که از زنان متنفر بود، زیرا آنان را به‌عنوان موجوداتی که شایسته احساسات هستند، قبول نداشت. باندی یک‌بار در مصاحبه‌ای گفت: «زنان مالک دارند. آن‌ها موجوداتی هستند که در بیشتر مواقع، تابع مردانند. در واقع آن‌ها کالا هستند.» ایده و نظریه تصاحب زنان، خط مشی و اعتقاد او بود. جذابیت وی مانند یک جرقه و نور کاذب شکاری بود که طعمه را به خود جلب می‌کرد. او کاملا خالی از احساس و یک روان‌پریش بود که هیچ احساس پشیمانی و نگرانی برای کارهای وحشتناکی که انجام داد نداشت. او گفته بود: «من برای هیچ چیزی احساس گناه نمی‌کنم و برای افرادی که احساس گناه می‌کنند، متأسفم.»

پافشاری هالیوود بر چهره جذاب تد باندی و سایر خصوصیات او، معمولا به مردان و قهرمانان اصلی منتسب می‌شود. بازنمایی این‌گونه باندی، خطر تبدیل شدن او به یک ضدقهرمان آیینی و فرقه‌ای را به دنبال دارد و این واقعیت را که او یک موجود وحشی بود، بی‌اهمیت جلوه می‌دهد. او زیر پوسته خود، قلبی پوسیده، مرده و بدون احساس داشت.

حتی قاضی محاکمه او هم از نرمال و بی‌احساس بودن باندی دل‌آزرده شد. او درست قبل از محکوم کردن باندی به مرگ، به او گفت: «مراقب خودت باش مرد جوان.» وی به سرنوشت چند زن که عمر آن‌ها توسط باندی کوتاه شده بود اشاره کرد و با ابراز تأسف گفت: «دیدن این حد از رفتار غیر‌انسانی برای این دادگاه یک تراژدی است.» حتی پس از ساعت‌های بی‌وقفه شهادت درباره جنایت‌های وحشتناک باندی، تمرکز قاضی بر روی حالات روحی و روانی باندی بود، نه بر زنانی که او کشته بود (از این تعجب کرده بود که چگونه چنین فردی تا این حد بی‌رحم است). این قضیه، یک مثال کوچک از این است که چرا اصرار هالیوود بر ساخت آثار تد باندی و به طور کلی قاتلان سریالی، اشتباه است. فیلم‌سازان هرگز داستان قربانیان تد باندی را نمی‌گویند یا اشاره‌‌ای به زندگی کوتاه آن‌ها ندارند و فقط باندی را مورد توجه قرار می‌دهند. این شیوه نمایش، غلط و غم‌انگیز است و از همه مهم‌تر این که بسیاری از اعضای نزدیک خانواده قربانیان او هنوز زنده هستند. جای تعجب است که فیلم خدانشناس یکی از معدود فیلم‌های تد باندی است که توسط یک زن کارگردانی شده است، باز هم چیزی فراتر از داستان خود این قاتل سریالی ارائه نمی‌دهد. دیگر زمان آن رسیده است که هالیوود به پافشاری خود درباره تد باندی پایان دهد.

منبع: Screenrant

برچسب‌ها :
دیدگاه شما