بیست سالگی فیلم «پرستیژ»؛ شاهکار قدرنادیدهی کریستوفر نولان
از «دانکرک» تا «اوپنهایمر» و حالا «ادیسه»، کریستوفر نولان همواره میلیونها تماشاگر را در سراسر جهان مجذوب خود کرده است؛ اما در فیلم «پرستیژ» (The Prestige) جادویی خاص نهفته که کمتر از آثار دیگر نولان به آن توجه شده است.
در سال ۲۰۰۶، پس از بازگشت موفقیتآمیز شوالیهی شنلپوش به پردهی سینما با فیلم «بتمن آغاز میکند» (Batman Begins)، نام کریستوفر نولان در محافل کارگردانی به نامی آشنا و پرآوازه تبدیل شد. در فاصلهی میان فیلمهای بتمن او، نولان اثری ساخت که با اینکه بین هواداران دوآتشهی نولان محبوب است، اما کمتر در کنار آثار مشهورتر او همچون «شوالیه تاریکی» (The Dark Knight)، «تلقین» (Inception) و «میانستارهای» (Interstellar)، از آن سخن به میان میآید. با این حال، «پرستیژ» در میان بهترین آثار کارنامهی هنری نولان جایگاهی ویژه دارد.
اکنون بیست سال از اکران «پرستیژ» میگذرد؛ فیلمی که همچنان ارزش دارد دوباره و چندباره به آن برگردیم؛ نه تنها به خاطر روایت پیچیده و بازیهای درخشانش، بلکه برای دیدن نولان که با مهارتی مثالزدنی تماشاگر را فریب میدهد؛ آن هم زمانی که پاسخها درست پیش رویمان قرار دارند. همانطور که شخصیت مایکل کین به درستی میگوید: «شما واقعاً نمیخواهید حقیقت را بدانید؛ بلکه میخواهید فریب بخورید.»
فیلم «پرستیژ» یا همان «حیثیت»، داستان دو شعبدهباز رقیب، رابرت اِنجیر و آلفرد بوردن، را دنبال میکند که هیو جکمن و کریستین بیل به ترتیب اجرایی درخشان در نقش آنها ارائه میدهند. چیزی که در آغاز جز رقابت حرفهای نیست، به سرعت به مسیری بسیار تاریکتر میرود؛ تا جایی که وسواس دو شعبدهباز برای خلق یک توهم بینقص، تمام زندگیاشان را فرا میگیرد. در زیر لباسهای ویکتوریایی و اجراهای استادانه، «پرستیژ» فیلمی دربارهی وسواس، فداکاری و حسادت است؛ دربارهی اینکه یک نفر حاضر است برای بهترین بودن تا کجا پیش برود.

اگر با آثار کریستوفر نولان آشنا باشید، میدانید که این کارگردان علاقهی ویژهای به بازی با ساختارهای روایی دارد و «پرستیژ» را میتوان یکی از بهترین نمونههای این رویکرد دانست. فیلمنامه، که از طریق ترکیبی از فلشبکها، یادداشتها و زاویهدیدهای گوناگون روایت میشود، از همان لحظات آغازین توجه شما را به خود جلب میکند.
فیلم نولان اطلاعات مورد نیاز را به شما میدهد، اما نه به ترتیبی که عادت دارید. فیلم دائماً توجه شما را میطلبد، از شما میخواهد جزئیات کوچک را به خاطر بسپارید و آنچه را که دیدهاید زیر سؤال ببرید. سپس وقتی میدانید داستان به کجا میرود، صحنهها معنای کاملاً متفاوتی پیدا میکنند و جزئیات کوچکی که به نظر بیاهمیت میآمدند، ناگهان به سرنخ تبدیل میشوند. این معادل سینمایی کسی است که به شما نشان میدهد یک حقهی شعبدهبازی چگونه کار میکند و باعث میشود که شما قدر هوشمندی آن حقه را بیشتر بدانید.
فیلم، پیچ و خمهای داستانی بسیاری را از سر میگذراند. این پیچشها در اولین باری که «پرستیژ» را میبینید، شوکهکننده هستند، اما وقتی دفعات بعدی به فیلم بازمیگردید، به جای آنکه رمز و راز خود را از دست دهند، عمیقتر میشوند؛ همانطور که دراما و تراژدی فیلم در بازبینیهای بعدی عمیقتر میشود.

البته، هیچیک از اینها بدون دو نقشآفرینی محوری و درخشان، نمیتوانست چنین مثمر ثمر باشد. جکمن و بیل دو مرد با شخصیتهای پیچیده را به تصویر کشیدهاند که هرچه بیشتر پیش میرویم، رقابتشان خطرناکتر میشود. انجیر و بوردن میتوانند جذاب و دلربا باشند، اما وسواسشان به بهترین بودن، بدترین جنبههای وجودشان را آشکار میکند.
هیو جکمن نوعی جلوه و شورِ تئاتری به شخصیت انجیر میبخشد؛ مردی که میلش به کسب شهرت و دیده شدن، بهتدریج به چیزی بسیار شومتر بدل میشود. در سوی دیگر، کریستین بیل نیز در نقش بوردن تحسینبرانگیز است. بوردن با اینکه از نظر فنی مهارت بیشتری نسبت به انجیر دارد، در آخر تعهد حرفهایاش، بهای گزافی برای زندگی شخصیاش به بار میآورد. تضاد شخصیتی میان این دو مرد، رقابتشان را بهمراتب جذابتر کرده است و به هر دو بازیگر فرصتهای فراوانی داده شده تا استعدادهای خود را به نمایش بگذارند.

مایکل کین گرما و اقتدار همیشگیاش را در نقش کاتر به نمایش میگذارد، در حالی که ربکا هال، اسکارلت جوهانسون و اندی سرکیس همه نقشهایی بهیادماندنی ایفا میکنند. کنار هم قرار گرفتن این بازیگران، خود جادوی دیگری به فیلم میآورد؛ بهویژه برای داستانی که میتوانست به راحتی در رقابت دو شخصیت اصلیاش غرق شود.
دیوید بویی فقید نیز در نقش نیکولا تسلا ظاهر میشود، و صادقانه بگوییم، چه کسی میتوانست او را اینگونه بازی کند؟ نولان بهطور خاص بویی را برای این نقش میخواست و توضیح داد که تسلا شخصیتی بسیار مهم اما نسبتاً کوچک در روایت است که اگر یک ستارهی سینمایی معمولی برای این نقش انتخاب میشد، میتوانست حواس مخاطب را پرت کند. با این حال، بویی کاریزمای ماورایی خود را به فیلم نولان آورده است. بویی هنرمندی بود که همیشه به نظر میرسید به دنیای دیگری تعلق دارد، بنابراین قرار دادن او در فیلمی دربارهی اختراع، توهم و غیرممکنها، بهترین تصمیم ممکن بوده است.

فضای ویکتوریایی فیلم اغلب تاریک، دودی و کلاستروفوبیک است و لندن کمتر به فضای کلاسیک کمدی رمانتیک خود، و بیشتر به دنیایی از سایهها، ماشینآلات و رازها میماند. فیلمبرداری والی فیستر به فیلم کیفیتی فوقالعاده و ملموس میبخشد، به خصوص در طول اجراها، جایی که چراغهای گازی، پردههای مخملی، لباسهای فاخر و ماشینآلات صحنه، حس جادوی تئاتری قدیمی را تداعی میکنند.
سکانس افتتاحیه هنوز هم خاطرهانگیز است، جایی که دهها کلاه یکسان در کف جنگل پراکنده شدهاند و کسی میگوید: «با دقت نگاه میکنید؟» این یک تصویر فوقالعاده ساده است، اما بلافاصله به ما میگوید که چیزی اینجا درست نیست؛ یک مقدمهی بصری بینظیر برای فیلمی که کپی کردن در آن اهمیت زیادی دارد. سپس یک حقهی جادویی توضیح داده میشود و به تبع آن، اساساً کل فیلم در همان افتتاحیهاش معلوم میشود.

«پرستیژ» فیلم بیعیب و نقصی نیست. گاهی اوقات، طرح داستان آنقدر پیچیده ساخته شده که میتوانید جابجا کردن تکههای پازل توسط نولان را حس کنید. فیلم در بخشهایی بیش از حد به اکسپوزیشن روی میآورد و گاهی مصمم است که یادتان بیندازد چند قدم از شما جلوتر است.
با این حال، «پرستیژ» فیلمی است که دروازهی ورود بسیاری به آثار کریستوفر نولان بود. وقتی «پرستیژ» در سال ۲۰۰۶ اکران شد، کریستوفر نولان یکی از شناختهشدهترین و مهمترین کارگردانان هالیوود به حساب نمیآمد. او دو فیلم مستقل «تعقیب» (Following) و «یادگاری» (Memento) و یک فیلم استودیویی، «بیخوابی» (Insomnia) ساخته بود. آخرین فیلم او قبل از «پرستیژ»، «بتمن آغاز میکند»، پروژهای بهشدت بزرگتر از آثار پیشیناش بود؛ اما در آن زمان آن را مثل یک فیلم ابرقهرمانی دیگر در نظر میگرفتند. اما «تلقین»، «شوالیه تاریکی»، «بینستارهای»، «دانکرک» و «اوپنهایمر» همگی پس از «پرستیژ» ساخته شدند. «پرستیژ» اولین فیلمی است بینندگان را بر این واداشت تا بیصبرانه منتظر باشند تا ببینند نولان با فیلم بعدیاش چه میکند. و این شاید بزرگترین حقهی شعبدهی این کارگردان تا به امروز بوده باشد.
شناسنامه فیلم «پرستیژ» (The Prestige)
کارگردان: کریستوفر نولان
نویسنده: کریستوفر نولان، جاناتان نولان، براساس رمان «پرستیژ» نوشتهی کریستوفر پریست
بازیگران: کریستین بیل، هیو جکمن، مایکل کین، دیوید بویی، اسکارلت جوهانسون، ربکا هال، اندی سرکیس
محصول: ۲۰۰۶، ایالات متحده و انگلستان
امتیاز سایت IMDb به فیلم: ۸.۵ از ۱۰
امتیاز فیلم در سایت راتن تومیتوز: ۷۷٪
خلاصه داستان: فیلم «پرستیژ» که در لندن ویکتوریایی اتفاق میافتد، داستان دو شعبدهباز رقیب، رابرت انجیر و آلفرد بوردن را دنبال میکند که رابطهی زمانی دوستانهاشان پس از یک حادثهی غمانگیز به رقابتی تلخ تبدیل میشود. همانطور که با پیشرفت داستان هر دو مرد در وسواس پیشی گرفتن از یکدیگر فرومیروند، جستجوی آنها برای خلق حقهای غیرممکن، این دو شعبدهباز را به مسیر خطرناکی از فریب، فداکاری و انتقام سوق میدهد. به مرور با بالا رفتن تهدیدات و فروپاشی زندگی شخصیاشان، این سؤال مطرح میشود که هر مرد حاضر است برای رسیدن به غیرممکنها تا کجا پیش برود…
منبع: Inverse


