دیسی با فیلم «کلیفیس» به صدر گیشه رسید (باکسآفیس هفته)
درست زمانی که فکر میکردید همه چیز را دیدهاید، در اتفاقی عجیبوغریب، یک مستند سه ساعته (آنهم در دومین هفته اکرانش) در گیشه داخلی تقریبا به اندازه یک اثر جدید کمیکبوکی (آنهم از دیسی) فروخت. فیلم ترسناک «کلیفیس» با اینکه به فروش 24 میلیون دلار رسید و در هفتهی افتتاحیه با خیالی آسوده در جایگاه اول قرار گرفت اما مستند پرسروصدای «میتوانی همهچیز را ببینی» فاصلهی زیادی با آن نداشت.
«میتوانی همهچیز را ببینی» که هفتهی گذشته در 855 سالن به نمایش درآمد و 15.6 میلیون دلار فروخت (بهترین شروع برای یک مستند غیرموزیکال)؛ این هفته تعداد سالنهایش را به 2,655 افزایش داد و به فروش تحسینبرانگیز 19.5 میلیون دلاری رسید. این فیلم که با بودجهی 7 میلیون دلاری تولید شده، تا اینجا 45.1 میلیون دلار در آمریکا فروخته است و حالا تحلیلگران پیشبینی میکنند که «میتوانی همهچیز را ببینی» میتواند به اولین مستند تاریخ سینما تبدیل شود که توانسته نامزدی اسکار «بهترین فیلم» را به دست بیاورد.
پل درگابدیان (تحلیلگر) در باب عملکرد فیلم گفت: «اکران [اولیه] «میتوانی همهچیز را ببینی» در 855 سالن سینما حرکت بسیار هوشمندانهای بود، زیرا به فیلم اجازه داد پیش از اکران گسترده، جای پای خود را محکم کرده و شتاب بگیرد. این واقعیت که شاهد چنین افزایش فروش قابل توجهی در دومین هفته برای یک اثر مستند هستیم، فوقالعاده است.»
این فیلم قصهی الیزابت هولمز را روایت میکند که تصمیم گرفته پیش از اجرای حکم حبس 11 سالهاش به جرم کلاهبرداری، مدتی با نیتان فیلدر (کمدین سرشناس) وقت بگذراند. اگر احیانا قصهی هولمز را نمیدانید، او سال 2003 شرکت فناوری پزشکی ترانوس را تاسیس کرد؛ شرکتی که مدعی بود میتواند با استفاده از تنها چند قطره خون از نوک انگشت، صدها آزمایش پزشکی را سریعتر، ارزانتر و با دقت بالا انجام دهد. ایده او توجه سرمایهگذاران بزرگی را جلب کرد و ارزش ترانوس در اوج فعالیتش به حدود 9 تا 10 میلیارد دلار رسید اما در سال 2015، گزارشهای روزنامه والاستریت ژورنال نشان دادند که فناوری اصلی شرکت آنطور که هولمز وعده داده بود عمل نمیکند؛ ضمن اینکه نتایج برخی آزمایشها نیز قابل اعتماد نبودند. با افشای این حقایق و از دست رفتن سرمایهگذاران، شرکت ترانوس ورشکست شد و هولمز دستگیر.
«کلیفیس»، اثر ترسناک جدید دیسی تا حدودی کمتر از حد انتظار ظاهر شد (دیسی امیدوار بود که فیلم چیزی حدود 35 میلیون دلار بفروشد). این فیلم در بازارهای بینالمللی هم 19 میلیون دلار فروخت تا هفتهی اول را با 43 میلیون دلار به پایان برساند. این اثر بزرگسالاانه که با واکنشها و بازخوردهای مثبتی هم روبهرو شده، در کل وضعیت بدی ندارد، چون با بودجهی 44 میلیون دلاری تولید شده و کافی است 90 میلیون دلار بفروشد تا به سوددهی برسد. بودجهی فیلم در مقایسه با آثار ابرقهرمانی اخیر دیسی، مانند «سوپرگرل» و «سوپرمن» بسیار ناچیز است. «سوپرمن» (2025) با بودجهای 225 میلیون دلاری تولید شد و در نهایت به فروش 618 میلیون دلاری رسید. اما «سوپرگرل» که با بودجهی 170 میلیون دلاری تولید شده بود، تنها 126 میلیون دلار فروخت و یکی از بزرگترین شکستهای تجاری سال لقب گرفت.
تیر دیسی با «سوپرگرل» خطا رفت اما آنها با «کلیفیس» تقریبا همهی قدمهایشان را هوشمندانه برداشتند. دیسی بودجهی فیلم را پایین نگه داشت، فیلمساز مستعدی همچون جیمز واتکینز را به پروژه آورد و فیلمنامه را هم به مایک فلانگن سپرد. میانگین امتیاز منتقدان در راتنتومیتوز در حال حاضر 76 درصد است، نمرهی آیامدیبی 7.6 از 10، و نمرهی تماشاگران در نظرسنجیهای سینماسکور هم A منفی. بنابراین تقریبا اکثر مخاطبان از فیلم رضایت داشتهاند و این میتواند به «کلیفیس» کمک کند تا در هفتههای آتی هم فروش خوبی داشته باشد.
فیلم «کلیفیس» سرگذشت تاریک مت هیگن (تام ریس هریس) را روایت میکند؛ یک بازیگر تحسینشده و محبوب که زندگیاش پس از یک حملهی وحشیانه و متلاشی شدن صورتش، به یک کابوس بیانتها تبدیل میشود. او که در گردابی از ناامیدی برای بازگرداندن ظاهر و حرفهاش دستوپا میزند، چارهای نمیبیند جز اینکه به علم روز و آزمایشهای ژنتیکی خطرناک پناه ببرد. در این مسیر، او با دانشمندی نابغه (نائومی آکی) همراه میشود؛ زنی که اگرچه از هوش سرشاری برخوردار است، اما روشهای رادیکال و غیرمتعارف او در نهایت مت هاگن را به یک هیولای تغییرشکلدهنده و غیرقابلشناسایی تبدیل میکند.

دیوید ای. گراس (تحلیلگر) دربارهی عملکرد «کلیفیس» گفت: «در سالهای اخیر، دهها اسپینآف از شرورها و ضدقهرمانان کمیکبوکی ساخته شده است، از جوکر تا ونوم و کریون شکارچی. این فیلم اما [به شکلی] هوشمندانه، طوری ساخته شد که بخش کوچکی از هزینه آن فیلمها را داشته باشد و احتمالا در نهایت سودآور خواهد بود.»
این هفته در کنار «کلیفیس»، چندین اثر جدید دیگر هم داشتیم؛ از جمله انیمیشن استاپموشن «وایلدوود» از استودیوی لایکا، فیلم کمدی عاشقانهی «ویکر» از استودیوی بلک بر و فیلم اقتباسی «کلارا و خورشید» از استودیوی سونی با بازی جنا اورتگا.
انیمیشن «وایلدوود» با فروش 11.2 میلیون دلاری، کارش را در رتبهی سوم آغاز کرد. پیشبینیهای اولیه این بود که فیلم چیزی بین 6 الی 8 میلیون دلار بفروشد اما عملکرد بهتری داشت. این فروش قابلقبولی برای یک انیمیشن اورجینال است. برگ برندهی «وایلدوود» اما نقدها و امتیازات حیرتانگیز آن است. میانگین امتیاز منتقدان در راتنتومیتوز در حال حاضر 100 درصد است! نمره فیلم در آیامدیبی هم 8.7 بوده و تماشاگران در سینماسکور به آن امتیاز A را اعطا کردهاند. با این واکنشها، فیلم امیدوار است که با تکیه بر تبلیغات دهان به دهان، بتواند در هفتههای آتی هم عملکرد راضیکنندهای داشته باشد. با این حال، با توجه به بودجهی سنگین 100 میلیون دلاری آن (انیمیشن استاپموشن پرزحمت است و ساخت آن سالها طول میکشد)، به نظر نمیرسد که این فیلم بتواند به سوددهی برسد، مگر اینکه معجزه رخ دهد و «وایلدوود» بتواند تا چند هفتهی آینده، بیش از 200 میلیون دلار بفروشد.
این انیمیشن که در 11 بازار بینالمللی هم به نمایش درآمده بود، 3 میلیون دلار در کشورهای مختلف فروخت. استودیوی لایکا را بیشتر با انیمیشن مشهور «کورالین» (2009) میشناسید که خیلی زود به یک فیلم کالت تبدیل شد. آخرین اثر آنها، «حلقه گمشده» بود که سال 2019 روی پرده رفت و کارش را با فروش 6 میلیون دلاری آغاز کرد و با فروش 26 میلیون دلاری به پایان رساند.

قصه درباره دختری جوان و ماجراجو به نام پرو (پیتون الیزابت لی) است؛ نوجوانی که زندگیاش در حاشیه و مرز یک جنگل مرموز و افسانهای به نام وایلدوود جریان دارد. بحران اما از جایی آغاز میشود که برادر نوزاد پرو به شکلی ناگهانی ربوده و ناپدید میشود. بنابراین او چارهای نمیبیند جز اینکه برای نجات جان برادرش، قدم به این جنگل ناشناخته بگذارد. در این سفر پرخطر، او با زنی مرموز به نام الکساندرا (کری مولیگان) روبهرو میشود. الکساندرا که در سوگ عمیق از دست دادن پسر خردسالش میسوزد، رویکردی تاریک در پیش گرفته و ظاهرا قصد دارد با استفاده از برادر نوزاد پرو، این خلاء عاطفی و جای خالی فرزندش را پر کند.
رویارویی پرو با الکساندرا و تلاشهای بیوقفهاش برای پسگرفتن برادر، مسیر داستان را به سمتوسوی تاریکتری میکشاند که با جادوی سیاه و وحشت فانتزی گره خورده است. این کشمکشها در نهایت به یک نبرد حماسی در دل جنگل ختم میشود که برای به تصویر کشیدن آن، سازندگان از هیچ تلاشی فروگذار نکردهاند. «وایلدوود» شاید در گیشه شکست بخورد اما با قاطعیت میتوان گفت که در حال حاضر، شانس اصلی کسب جایزه اسکار بهترین انیمیشن سال است.
«ویکر» با فروش 5.75 میلیون دلاری در جایگاه پنجم قرار گرفت؛ شروعی خوب برای فیلمی با بودجهای ناچیز. این فیلم در جشنواره ساندنس با واکنشهای مثبتی روبهرو شد و استودیوی بلک بر تصمیم گرفت تا آن را با قیمت 2.5 میلیون دلار بخرد و اکران کند. این فیلم داستان به شدت عجیبی دارد! قصه دربارهی ماهیگیری تنها و منزوی (اولیویا کلمن) است که در روستایی ساحلی زندگی میکند و بهدلیل ظاهر نامتعارف و سبک زندگیاش، همواره هدف تمسخر و تحقیر اهالی روستاست. او که از رفتارهای متعصبانه و نگاه محدود همسایگانش به ستوه آمده، تصمیم میگیرد از یک سبدباف محلی (پیتر دینکلیج) بخواهد برایش شوهری از شاخههای درهمتنیده بید بسازد. این مرد سبدی/عروسکی اما به شکلی جادویی جان میگیرد و به یک آدم واقعی تبدیل میشود (الکساندر اسکارشگورد) و برخلاف انتظار، شخصیتی مهربان، وفادار و دوستداشتنی دارد و خیلی زود رابطهای عاشقانه میان او و ماهیگیر شکل میگیرد.
«کلارا و خورشید» اما به مسیر کاملا متفاوتی رفت و هفتهی اول را با فروش 750 هزار دلاری و در جایگاه پانزدهم آغاز کرد. فیلم قرار بود اکران گستردهای داشته باشد اما استودیوی سونی بعد از اینکه نقدها و واکنشهای اولیه را دید، تصمیم گرفت که تعداد سالنهای آن را کاهش دهد. منتقدان فیلم را «فاجعه» و «به شکل غیرمنتظرهای بد» توصیف کردهاند. خوشبختانه، اثر جدید تایکا وایتیتی (خالق «ثور: رگناروک» و «جوجو خرگوشه») با بودجهی 20 میلیون دلاری ساخته شده و ضرر خاصی به سونی نخواهد زد.
اقتباسی از رمانی به همین نام نوشتهی کازوئو ایشیگورو، فیلم ماجراهای یک «دوست مصنوعی» (جنا اورتگا) را دنبال میکند؛ یکی از چندین اندرویدی که در یک آیندهی پادآرمانشهری برای خرید در دسترس است و توسط یک مادر سلطهجو و دختر بیمارش به سرپرستی گرفته میشود تا مرهمی بر تنهاییهای آنها باشد. همزمان با اوجگیری تنشهای روانی و عاطفی میان مادر و دختر، کلارا که با نگاهی معصومانه و متفاوت به جهان مینگرد، تصمیم میگیرد برای التیام بخشیدن به این خانوادهی درهمشکسته، مستقیما از خورشید کمک بخواهد. اما آنچه در ابتدا شبیه به یک افسانهی شیرین و کودکانه به نظر میرسد، به تدریج به چیزی متفاوت تبدیل میشود.

این هفته، فیلم مستندنما (ماکیومنتری) جدید ساشا بارون کوهن، یعنی «علی جی: من کی هستم؟» را هم داشتیم که در 125 سالن به نمایش درآمد اما آمار فروش آن منتشر نشد. این فیلم بهزودی در سرویس آمازون پرایم ویدیو در دسترس قرار میگیرد. در این فیلم، علی جی که سالها وقت خود را به خوشگذرانی و زندگی بیدغدغه گذرانده، وقتی متوجه میشود معشوقهی قدیمیاش، جولی (مورگانا رابینسون)، هشت ماهه باردار است، ناگهان با مسئولیت تامین مخارج خانواده روبهرو میشود. او که به پول احتیاج دارد و میخواهد دوباره به شهرت گذشتهاش برگردد، راهی آمریکا میشود تا با استفاده از سبک خاص خودش و حضور در مقابل دوربین، بار دیگر توجه مردم را جلب کند. علی جی در جریان این سفر با افراد مختلفی روبهرو میشود و با پرسشها، رفتارهای نامتعارف و برداشتهای عجیبش از مسائل اجتماعی و فرهنگی، موقعیتهایی کمیک و گاه شرمآور خلق میکند.
و اما «استریت فایتر» در دومین هفتهی اکران، با فروش 8.6 میلیون دلاری در جایگاه چهارم قرار گرفت و با افت فروش دردناک 72 درصدی روبهرو شد. این فیلم تا اینجا 46.9 میلیون دلار در آمریکای شمالی و در مجموع 79.6 میلیون دلار در سطح جهانی فروش داشته است. با توجه به بودجهی 82 میلیون دلاری فیلم، «استریت فایتر» باید حداقل 165 میلیون دلار بفروشد تا هزینههای تولیدش را جبران کند؛ اتفاقی که به نظر نمیرسد رخ دهد.
ماجراهای این فیلم در سال 1993 اتفاق میافتد و داستان دو مبارز، ریو (اندرو کوجی) و کن مسترز (نوآ سنتینو)، را روایت میکند که پس از اتفاقات تلخ گذشته از یکدیگر فاصله گرفتهاند. ریو پس از مرگ استادش، از دنیای مبارزه کناره گرفته اما ورود چون-لی (کالینا لیانگ)، ملمور اینترپل که به دنبال انتقام قتل پدرش به دست ام. بایسون (دیوید دستمالچیان) است، مسیر زندگی هر دو را تغییر میدهد. او ریو و کن را به شرکت در مسابقات جهانی دعوت میکند؛ رقابتی که قرار است بهترین جنگجویان جهان را گردهم بیاورد. ریو ابتدا تمایلی به بازگشت ندارد، اما تهدیدهای آکوما و نگرانی درباره سرنوشت کن او را وادار میکند دوباره وارد میدان شود.
فیلم «سقوط نهنگ» هم در دومین هفته اکران خود، 3.2 میلیون دلار فروخت و به جایگاه نهم جدول سقوط کرد. این فیلم که با بودجهی 60 میلیون دلاری ساخته شده، تا اینجا فقط 31.1 میلیون دلار فروخته و به نظر نمیرسد که بتواند بودجهاش را جبران کند یا به سوددهی برسد. قصه دربارهی یک غواص آماتور (آستین آبرامز) است که برای یافتن بقایای جسد پدر فقیدش (جاش برولین)، به آبهای بیرحم اقیانوس قدم میگذارد اما چالش اصلی زمانی رقم میخورد که او توسط یک نهنگ بلعیده میشود.
و در نهایت، فیلم «توپ سیاه»، توانست از 9 سالن سینما، 245 هزار دلار بهدست بیاورد (افت ناچیز 12 درصدی نسبت به هفتهی قبل). این محصول نتفلیکس، تا اینجا 650 هزار دلار فروخته و آنها قصد دارند اکران آن را تا 45 روز ادامه دهند. این فیلم در جشنواره کن با تحسین روبهرو شد و جایزه برگزیده مردمی جشنواره فیلم تورنتو را به دست آورد، و تفلیکس امیدوار است که در فصل جوایز هم حرفهایی برای گفتن داشته باشد.
| نام فیلم | هفته اکران | فروش آخر هفته | فروش کلی |
| کلیفیس Clayface |
1 | 24,002,731 | 24,002,731 |
| میتوانی همهچیز را ببینی You Can See Everything |
2 | 19,500,000 | 45,145,476 |
| وایلدوود Wildwood |
1 | 12,273,561 | 12,273,561 |
| استریت فایتر Street Fighter |
2 | 8,587,187 | 46,925,821 |
| ویکر Wicker |
1 | 5,745,945 | 5,745,945 |
| هایب فست 2026 HYBE Cine Fest 2026 |
1 | 4,500,000 | 4,500,000 |
| آن یکی مامان Other Mommy |
3 | 3,903,710 | 51,587,440 |
| عقل و احساس Sense and Sensibility |
2 | 3,301,250 | 13,582,895 |
| سقوط نهنگ Whalefall |
2 | 3,084,163 | 13,957,597 |
| وریتی Verity |
4 | 3,075,675 | 71,543,873 |
* رقم فروش بر اساس میلیون دلار است و فروش داخلی فیلمها در آمریکای شمالی را شامل میشود.
منبع: variety

