بهترین فیلم آموزش زبان انگلیسی برای کودکان
در عصر تکنولوژی و فضای مجازی، تسلط بر زبان انگلیسی از سنین پایین، به یک ضرورت تبدیل شده است. در این میان، فیلمها میتوانند یک منبع ایدهآل برای یادگیری باشند و مهارتهای زبانی کودک را ارتقا دهند. این آثار، کودکان را با کلمات، عبارات و ساختارهای درست جملات آشنا میکنند و در کنارش، به آنها فرصت میدهند تا با فرهنگهای گوناگون آشنا شوند. در این مقاله، بهترین فیلم آموزش زبان انگلیسی برای کودکان را معرفی میکنیم، آثاری که هم سرگرمکننده هستند و هم میتوانند به آنها در مسیر یادگیری کمک کنند.
قبل از اینکه به فهرست فیلمها برسیم، بهتر است به چند سوال کلیدی پاسخ دهیم. شاید اولین سوال این باشد که چه کار کنیم تا کودک از این فیلمها بیشترین بهره را برای یادگیری زبان ببرد؟ برای شروع، توصیه ما این است که به سراغ آثاری بروید که ساده هستند و گفتار آرامی دارند. اینکه کودک فقط بشیند و تماشا کند هم کافی نیست، بنابراین باید فرایند تماشا را به یک فعالیت تعاملی تبدیل کنید. فیلم را به بخشهای کوتاه 5 الی 10 دقیقهای تقسیم، و در فواصل مشخص آن را متوقف کنید تا درباره تصاویر، رنگها یا اقدامات شخصیتها سوالات ساده بپرسید. تشویق کودک به تکرار دیالوگهای بامزه و همخوانی با شعرهای انیمیشن، یادگیری واژگان جدید را در ذهن او ماندگار میکند.
پس از پایان فیلم، فرایند آموزش نباید رها شود. مفاهیم و کلمات جدیدی را که کودک در فیلم دیده، وارد بازیهای روزمره، نقاشی کشیدن یا گفتگوهای عادی خانه کنید؛ برای مثال، موقع صرف غذا یا بازی با اسباببازیها از واژههای انگلیسی فیلم استفاده کنید. ایجاد فضایی شاد، بدون فشار آموزشی و همراه با استمرار روزانه باعث میشود کودک زبان جدید را نه یک درس سخت، بلکه ابزاری لذتبخش برای سرگرمی بداند. البته همه اینها در صورتی است که کودک شما پایه و اساس زبان را بلد باشد. شما میتوانید خودتان در مقام یک معلم ظاهر شوید و برای این کار به کتاب گرامر زبان انگلیسی یا بهترین کتابها برای یادگیری زبان انگلیسی نیاز دارید. شما همچنین میتوانید به سراغ بهترین اپلیکیشنهای آموزش زبان انگلیسی بروید.
زیرنویس فارسی یا انگلیسی؛ کدام بهتر است؟
اگر کودک شما با حروف و خواندن زبان انگلیسی تا حدی آشناست، زیرنویس انگلیسی بهترین گزینه است. این روش، ارتباطی مستقیم میان صورت نوشتاری و تلفظ کلمات برقرار کرده و مهارتهای دیداری و شنیداری او را همزمان تقویت میکند. افزون بر این، زیرنویس انگلیسی به کودک کمک میکند تا تلفظ، نحوه نگارش واژهها و ساختار جملات را بدون واسطهگری زبان مادری درک کند و تمرکز او روی همان زبان هدف باقی بماند.
استفاده از زیرنویس فارسی برای کودکان را توصیه نمیکنیم، چون ذهن کودک به سرعت به سمت سادهترین راه (خواندن متن فارسی) منحرف شده و فرآیند یادگیری شنیداری زبان جدید متوقف میشود. برای کودکان خردسالتر یا کسانی که هنوز خواندن انگلیسی را بلد نیستند، بهترین حالت، تماشای فیلم بدون هیچگونه زیرنویس است؛ در این حالت، کودک با اتکا به تصویر، لحن صدا و زبان بدن شخصیتها، مفاهیم را به صورت طبیعی و درست مانند زبان مادری درک و جذب میکند.
چند ساعت در روز تماشای فیلم انگلیسی مناسب است؟
طبق نظر متخصصان رشد کودک، زمان استاندارد تماشای تصویر برای کودکان زیر 2 سال باید صفر (یا بسیار محدود) باشد. برای کودکان 2 الی 5 ساله، حداکثر 30 الی 60 دقیقه در روز و برای کودکان 6 سال به بالا، بین 1 تا 1.5 ساعت تماشای فیلم یا انیمیشن انگلیسی در روز کفایت میکند. فراتر رفتن از این میزان نه تنها بازدهی یادگیری زبان را افزایش نمیدهد، بلکه میتواند موجب خستگی ذهنی، کاهش تمرکز و آسیب به سلامت چشم و تحرک فیزیکی کودک شود.
بهترین سن برای شروع تماشای فیلم انگلیسی
سن 2 الی 3 سالگی بهترین زمان برای شروع تماشای فیلم و انیمیشنهای انگلیسی است. در این سن، پایههای زبان مادری در کودک شکل گرفته و ذهن او در اوج قدرت «جذب زبان» قرار دارد. با این حال، شروع در این رده سنی باید بسیار محدود و هوشمندانه باشد؛ فیلمهای کوتاه و آثار موزیکال در این ردهی سنی گزینهی بهتری است و اجازه میدهد تا فرآیند یادگیری، طبیعی پیش برود. برای کودکان زیر 2 سال، به هیچوجه آنها را در مقابل صفحه نمایش قرار ندهید. در این مرحله، مغز کودک برای رشد مهارتهای حرکتی و زبانی به تعاملات واقعی نیاز دارد. اگر کودک شما با اصول اولیه زبان آشنا نیست، خرید کتاب زبان خارجی و خرید کتاب زبان انگلیسی برای آنها را در اولویت قرار دهید. علاوه بر اینها، کتابهای انتشارات جنگل را هم فراموش نکنید، آنها آثار متعددی برای کودکان منتشر کردهاند.
بهترین فیلم آموزش زبان انگلیسی برای کودکان
1. در جستجوی نمو (Finding Nemo)
2. داستان اسباببازی (Toy Story)
3. شیرشاه (The Lion King)
4. تار شارلوت (Charlotte’s Web)
5. مری پاپینز (Mary Poppins)
6. یخزده (Frozen)
7. موانا (Moana)
8. پدینگتون (Paddington)
9. کتاب جنگل (The Jungle Book)
10. زوتوپیا (Zootopia)
1. در جستجوی نمو (Finding Nemo)

- سال اکران: 2003
- کارگردان: اندرو استنتون، لی آنکریچ
- صداپیشگان: آلبرت بروکس، الن دیجنرس، الکساندر گلد، ویلم دفو، براد گرت، الیسون جنی، استیون روت، آستین پندلتن
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 8.2 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 99 از 100
مارلین (آلبرت بروکس) یک دلقکماهی است که طی یک حادثه، همسر و تقریبا همهی فرزندانش کشته میشوند. تنها کسی که جان سالم به در میبرد، نمو (الکساندر گلد) است و مارلین تصمیم میگیرد که همهی زندگی و انرژی خود را صرف محافظت از او کند. این مسئله باعث میشود که نمو آزادی نداشته باشد و اغلب عصبانی باشد، زیرا احساس میکند اجازهی انجام دادن هیچکاری را ندارد. هنگامی که نمو به دام میافتد و به منطقهی دیگری منتقل میشود، مارلین شجاعانه آبهای آزاد را طی و با همکاری یک ماهی آبیرنگ فراموشکار به نام دوری (الن دیجنرس) هرآنچه در توان دارد را به کار میگیرد تا فرزندش را پیدا کند و او را به خانه بازگرداند.
«در جستجوی نمو» با برداشت واقعگرایانهاش از اقیانوسها و زندگی زیر آب، سینمادوستان را حیرتزده کرد و به یکی از ماندگارترین انیمیشنهای قرن بیستویکم تبدیل شد. هنوز هم باورکردنی نیست که پیکسار در سال 2003 اقیانوسها را چنین رنگارنگ و پرجزئیات به تصویر کشیده است. پیکسار حدود 13 سال بعد، «در جستجوی دوری» (2016) را ساخت که از نظر تجاری اثر موفقی بود و جذابیتهای خود را دارد.
«در جستجوی نمو» دیالوگها ساده اما پرمفهومی دارد و کودکان را با واژگان کارآمد آشنا میکنند. همزمان با غرق شدن کودکان در این داستان دریایی، آنها با احساسات مختلفی هم آشنا میشوند؛ از حس شگفتی تا اضطراب مواجهه با ناشناختهها. این فیلم به ساخت و تقویت هوش هیجانی کمک، و کودکان را تشویق میکند تا احساسات خود را بهتر بیان کنند. علاوه بر اینها، «در جستجوی نمو» بچهها را تشویق میکند تا درباره موجوداتی که در اقیانوسهای ما زندگی میکنند، کاوش کرده و بیشتر بیاموزند.
2. داستان اسباببازی (Toy Story)

- سال اکران: 1995
- کارگردان: جان لستر
- صداپیشگان: تام هنکس، تیم آلن، دان ریکلس، جیم وارنی، والاس شاون، جان راتزنبرگر، آنی پاتس، جان موریس
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 8.3 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 100 از 100
ماجراهای «داستان اسباببازی» در جهانی اتفاق میافتد که اسباببازیها وقتی صاحبشان اطرافشان نیست، زنده میشوند و زندگی مخصوص به خودشان را دارند. قهرمان قصه، وودی (تام هنکس) است، عروسک گاوچرانی که محبوبترین اسباببازی صاحبش به حساب میآید، تا اینکه یک اکشنفیگور جدید، یعنی یک فضانورد به نام باز لایتیر (تیم آلن) از راه میرسد. وقتی باز در مرکز توجه قرار میگیرد، وودی احساس طرد شدن پیدا کرده و همین امر جرقهای برای رقابت میان آنها میشود. با این حال، زمانی که آنها خود را در دنیای بیرون گم میکنند، باید اختلافاتشان را کنار بگذارند و برای پیدا کردن راه بازگشت به خانه با هم همکاری کنند.
«داستان اسباببازی» فراتر از یک انیمیشن ساده است. دیالوگها با دقت به نگارش درآمدهاند و منبعی غنی از کلمات و عبارات جدید را در اختیار زبانآموزان کمسنوسال قرار میدهند. فیلم، با موقعیت جذابی که میسازد، کودکان را تشویق میکند تا یاد بگیرند که از اصطلاحات جدید کجا استفاده کنند. این فیلم همچنین یک کلاس درس اخلاق است و درونمایههای تاثیرگذاری در باب دوستی، حسادت، پذیرش، اتحاد و درک متقابل را به کودکان میآموزد.
این انیمیشن خاطرهانگیز همچنین قوه تخیل را پرورش میدهد و بچهها را ترغیب میکند تا جهانها و داستانهای خودشان را خلق کنند. فارغ از اینکه چه دیدگاهی نسبت به مجموعه «داستان اسباببازی» دارید، جایگاه قسمت اول در تاریخ سینما محفوظ است، اثری که تماشای آن -در آن دوره- برای هر کودک یا بزرگسالی تجربهای حیرتانگیز بود و هنوز هم ارزش دیدن دارد.
3. شیرشاه (The Lion King)

- سال اکران: 1994
- کارگردان: راجر آلرس، راب مینکاف
- صداپیشگان: جاناتان تیلور توماس، متیو برودریک، جیمز ارل جونز، جرمی آیرونز، مویرا کلی، ارنی سابلا، ناتان لین
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 8.5 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 92 از 100
«شیرشاه یک شاهکار تکرار نشدنی است. این فیلم که با الهام از «هملت» شکسپیر ساخته شده، با لحظات احساسی و تاثیرگذارش، اکثر انیمیشنهای سهبعدی مدرن را شرمسار میکند. از آهنگ بهیادماندنی «چرخه زندگی» تا موسیقی متن برندهی جایزه اسکار هانس زیمر و ملودیهای فراموشنشدنی التون جان، این فیلم اصلا ساخته شده تا کودکان را هیجانزده کند.
ماجراها پیرامون شیر جوانی به نام سیمبا اتفاق میافتد که در خانوادهای سلطنتی به دنیا میآید؛ کسی که مقدر شده تا جا پای پدرش، موفاسا، بگذارد. با این حال، مسیر پادشاه شدن خالی از چالش نیست. پس از یک رویداد تراژیک که توسط عموی حسودش، اسکار، برنامهریزی میشود، سیمبا به این باور میرسد که مسئول مرگ پدرش است؛ اتفاقی که او را مجبور میکند از خانهاش فرار کرده و هویت خود را رها کند. سیمبا در تبعید، دوست داشتن و عشق را پیدا میکند و بازمیگردد تا به آنچه که سزاوارش است برسد.
«شیرشاه» یک گزینهی فوقالعاده برای کودکانی است که در حال یادگیری زبان انگلیسی هستند. تیم صداپیشگی، کلمات را واضح ادا میکنند و با تشکر از کیفیت بصری بالای اثر، بستر فراهم است تا بینندگان جوان معنی کلمات را به طور طبیعی درک کنند. و البته اینجا هم، پیامهای فیلم در باب ارزشها، مسئولیتپذیری و اهمیت خانواده، میتواند کودک را به تفکر وادار کند.
4. تار شارلوت (Charlotte’s Web)

- سال اکران: 2006
- کارگردان: گری وینیک
- صداپیشگان: داکوتا فانینگ، بیوهانکز بریجز، جولیا رابرتس، استیو بوشمی، سدریک اینترتینر، جان کلیز
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.3 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 79 از 100
این فیلم خانوادگی-فانتزی، داستان ویلبر، خوک اهلی کوچک و ضعیفی را روایت میکند که به خاطر نارس بودن قرار است کشته شود، اما با اصرار و دلسوزی دختربچهای مهربان به نام فرن (داکوتا فانینگ) نجات پیدا میکند و به مزرعه دایی فرن فرستاده میشود. ویلبر در انبار با حیوانات مختلفی آشنا میشود اما صمیمیترین دوست او عنکبوتی عاقل و باهوش به نام شارلوت (جولیا رابرتز) است. وقتی خبر میرسد که ویلبر قرار است در کریسمس تبدیل به غذا شود، شارلوت نقشهای هوشمندانه میکشد و با بافتن کلمات تحسینآمیز در تارهای خود، سعی میکند ویلبر را خوکی جادویی به انسانها معرفی کند تا جان دوستش را نجات دهد.
«تار شارلوت» تلفیقی از واژگان کاربردی روزمره و کلمات اصیل و ادبی را در قالبی ساده ارائه میدهد. از آنجا که شخصیتهای اصلی داستان، حیوان هستند، لحن دیالوگها و سرعت گفتار آنها آرام و شمرده است که این امر به تقویت مهارت شنیداری و درک مطلب کودکان کمک شایانی میکند. علاوه بر این، شخصیت شارلوت، با هجی کردن و نوشتن کلمات روی تور خود برای توصیف ویلبر، آموزش واژگان جدید را مستقیما وارد خط داستانی فیلم میکند.
ساختهی گری وینیک، زیبایی دوستیهای غیرمنتظره را هم به نمایش میگذارد و به بچهها مهربان بودن و درک متقابل را میآموزد. علاوه بر این، فیلم کودکان را تشویق میکند تا قدر شگفتیهای کوچک زندگی را بدانند و حتی با نگاهی تازه به جهان بنگرند.
5. مری پاپینز (Mary Poppins)

- سال اکران: 1964
- کارگردان: رابرت استیونسون
- صداپیشگان: جولی اندروز، دیک ون دایک، کرن دوتریس، متیو گاربر، دیوید تاملینسون، گلینیس جونز، هرمیون بادلی
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.8 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 95 از 100
«مری پاپینز» کودکان را دعوت میکند تا به دنیایی از جادو و شگفتی قدم بگذارند. داستان در لندن رخ میدهد؛ جایی که خانواده بنکس در جستجوی یک پرستار جدید برای فرزندانشان هستند. سپس مری پاپینز وارد میشود؛ پرستاری نامتعارف با کیفی جادویی پر از غافلگیری و توانایی تبدیل کارهای معمولی به ماجراهای فوقالعاده. او با یک بشکن زدن، شادی و جادو را به زندگی کودکان میآورد و آنها را به سفرهایی فراموشنشدنی، پر از شخصیتهای کارتونی، حیوانات سخنگو و جهانهای خیالی میبرد.
فیلم «مری پاپینز» کلمات و عبارات انگلیسی را در قالب آهنگهای جذاب و دیالوگهای دلنشین ارائه میدهد. این فیلم کودکان را با زیبایی موزون و آهنگین زبان انگلیسی آشنا، و آنها را تشویق میکند تا همراه با فیلم آواز بخوانند و کلمات جدید را به شیوهای موزیکال فرا بگیرند. در این اثر حتی آشنایی اولیه با لهجههای گوناگون لندنی نیز وجود دارد.
«مری پاپینز» در زمینهی مثبتاندیشی و افزایش قدرت تخیل هم به کودکان کمک میکند و درسهای ارزشمندی درباره مهربانی، درک متقابل و اهمیت خانواده به آنها میدهد (عناصر که در اکثر فیلمهای این مقاله به چشم میخورند).
6. یخزده (Frozen)

- سال اکران: 2013
- کارگردان: کریس باک
- صداپیشگان: کریستن بل، ایدینا منزل، جاناتان گروف، جاش گد، سانتینو فونتانا، آلن تودیک، جنیفر لی، مایا ویلسون
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.4 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 89 از 100
«یخزده» به لطف یک فیلمنامه درجهیک، ترانههایی جذاب از کریستن اندرسون لوپز و رابرت لوپز، یک انیمیشن سهبعدی باکیفیت و صداپیشگانی درخشان (از کریستن بل و جاش گد تا آیدینا منزل و جاناتان گراف)، تبدیل به یکی از موفقترین آثار دیزنی شد و بیدلیل نیست که همچنان طرفداران فراوانی دارد.
ماجراها درباره دو خواهر به نامهای السا و آنا است که در سرزمین افسانهای آرندل زندگی میکنند. همزمان با بزرگ شدن آنها، قدرت جادویی الپسا در ساخت و کنترل یخ به رازی تبدیل میشود که میان آنها فاصله میاندازد. اما اوضاع زمانی پیچیده میشود که الیسا در روز تاجگذاریاش، ناخواسته آرندل را در زمستانی ابدی گرفتار میکند. او که غرق در ترس و احساس گناه شده، خود را در یک قصر یخی محبوس میکند تا آنا برای نجات او و درست کردن اوضاع، وارد سفری پرماجرا شود.
در «یخزده» شخصیتها بسیار واضح، استاندارد و قابلفهم حرف میزنند تا تلفظ درست کلمات خیلی راحت ملکه ذهن کودک شود. اما همانطور که اشاره کردیم، برگ برنده اصلی فیلم در سکانسهای موزیکال آن نهفته است؛ ترانههای «یخزده» با ریتم گوشنواز و تکرار هوشمندانه کلمات، به طرز شگفتانگیزی ساختار جملات و اصطلاحات روزمره را در حافظه بلندمدت بچهها حک میکنند.
7. موانا (Moana)

- سال اکران: 2016
- کارگردان: جان ماسکر، ران کلمنتس
- صداپیشگان: آلیئی کراوالیو، دواین جانسون، ریچل هاوس، تمورا موریسون، جامین کلمنت، نیکول شرزینگر، آلن تودیک
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.6 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 96 از 100
«موانا» داستان دختری جوان و شجاع را روایت میکند که توسط اقیانوس انتخاب شده تا قلب ته فیتی را بازگرداند و مردمش را نجات دهد. موانا با وجود عشقی که به اقیانوس دارد، به دلیل قانون سختگیرانه پدرش مبنی بر نرفتن به فراتر از صخرههای مرجانی، محدود شده است. با این حال، زمانی که جزیرهاش با نابودی محیط زیست و کمبود منابع مواجه میشود، مادربزرگ موانا او را تشویق میکند تا سرنوشت خود را به عنوان یک مسیریاب و رهبر بپذیرد.
در «موانا» ادای کلمات توسط شخصیتها، شمرده و عاری از پیچیدگیهای زبانی است تا گوش کودک خیلی سریع به ریتم گفتاری زبان انگلیسی عادت کند. اما جادوی اصلی در صحنههای موزیکال است، در ترانههای فیلم، تعداد زیادی اصطلاح کاربردی وجود دارد و کودک در حالی که سرگرم لذت بردن از آنهاست، حتی بدون اینکه خودش بفهمد هم واژههای مهمی یاد میگیرد.
انیمیشن «موانا 2» را هم فراموش نکنید که اگرچه نتوانست به اندازهی فیلم اول خیرهکننده باشد، اما کیفیت بالای آن غیرقابل انکار است. در این دنباله، موانا بار دیگر راهی سفری جسورانه میشود تا برای نجات جزیرهاش از تهدیدی باستانی، به سرزمینهای ناشناخته قدم بگذارد. او با همراهی مائویی و دوستان وفادارش، در دل دریاهای خطرناک پیش میرود و متحدان جدیدی پیدا میکند.
8. پدینگتون (Paddington)

- سال اکران: 2014
- کارگردان: پل کینگ
- بازیگران: هوگو بونوویل، سالی هاوکینز، نیکول کیدمن، جیم برودبنت، سایمن فارنابی، استیو اِج
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.3 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 96 از 100
در «پدینگتون»، با یک خرس جوان، باهوش و مودب از جنگلهای پرو آشنا میشویم که پس از ویران شدن خانهاش بر اثر زمینلرزه، به لندن سفر میکند. پدینگتون که فقط چمدان و کلاهش را با خود همراه دارد، با خانواده مهربان براون ملاقات میکند؛ کسانی که به او سرپناه میدهند و نامش را پدینگتون میگذارند.
برعکس آثار آمریکایی که معمولا بر ریتم تند کمدی و اصطلاحات عامیانه متکی هستند، «پدینگتون» بر پایه لحن رسمی و مودبانهی بریتانیایی بنا شده است؛ ویژگی خاصی که باعث میشود ادای کلمات توسط خرس دوستداشتنی قصه، وضوح بالایی داشته باشد و گوش کودک را با ساختارهای درست دستوری آشنا کند. شوخیهای بصری فیلم هم بستر تصویری خوبی هستند تا کودک مفهوم دیالوگها را دقیقا بر اساس کنشهای روی صفحه درک کند، نه فقط از طریق حفظ کردن لغات.
مثل «یخزده» و «موانا»، این فیلم هم یک دنبالهی خوب دارد که سال 2017 اکران شد. کمتر پیش میآید که دنبالهای بتواند از نسخه اصلی خود پیشی بگیرد اما «پدینگتون 2» از آن آثاری است که با قدرت این قاعده را میشکند. این فیلم خانوادگی شیرین، نه تنها به موفقیت قسمت اول اضافه کرد، بلکه با روایتی هوشمندانه، به یکی از بهترین فیلمهای کمدی خانوادگی دهههای اخیر تبدیل شد. در این قسمت، پدینگتون برای بازگرداندن یک کتاب نادر به موزه، به اشتباه به سرقت متهم میشود و مجبور میشود تا برای اثبات بیگناهی خود و بازگشت به خانه، ماجراجویی هیجانانگیزی را آغاز کند.
9. کتاب جنگل (The Jungle Book)

- سال اکران: 1967
- کارگردان: ولفگانگ رایترمن
- صداپیشگان: بروس رایترمن، فیل هریس، سباستین کبت، لوئیس پریما ،جرج سندرز، استرلینگ هالووی، جی. پت آمالی
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.6 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 88 از 100
این انیمیشن قدیمی، ما را به جنگلهای سرسبز و انبوه هند میبرد و ماجراهای موگلی، پسربچه جوانی را دنبال میکنیم که توسط گرگها بزرگ شده است. این فیلم که بر اساس مجموعه داستانهای رودیارد کیپلینگ ساخته شده، برداشتی پرانرژی از جنگل و ساکنان گوناگون آن ارائه میدهد؛ از جمله باگیرا، بالو و شیرخان. سفر موگلی سفری برای خودشناسی است؛ او چالشها و شگفتیهای جنگل را از سر میگذراند، دوستیهای منحصربهفردی شکل میدهد و قوانین دنیای وحش را فرامیگیرد.
«کتاب جنگل» آخرین پروژهای بود که والت دیزنی فقید پیش از مرگش بر آن نظارت داشت؛ فیلمی که فراتر از یک اثر کلاسیک خاطرهانگیز، نمونهای دستاول از مهندسی صوت و زبان در عصر طلایی انیمیشنسازی است. اینجا هم دیالوگها شمرده هستند و تلفیق آنها با موسیقی، عالی از آب درآمده است. ترانههای ماندگار فیلم، نه فقط برای پیشبرد قصه، بلکه با تکرار هوشمندانه الگوهای صوتی و قافیههای ساده، ساختارهای پایه زبان انگلیسی را به شکلی ناخودآگاه در حافظه شنیداری کودک تثبیت میکنند.
علاوه بر این، شخصیتها به شکلی طراحی شدهاند که لهجه و لحن متفاوتی داشته باشند (مثل بالو که آرام و دقیق حرف میزند یا باگیرا که لهجه بریتانیایی دارد)، این باعث میشود تا دامنه شنیداری کودک افزایش یابد. دیزنی در «کتاب جنگل» نشان میدهد که چطور میتوان داستانگویی مینیمال را با موسیقی ترکیب کرد و اثری ساخت که پس از دههها، همچنان یک گزینهی ایدهآل برای آشنایی کودکان با زبان انگلیسی است.
10. زوتوپیا (Zootopia)

- سال اکران: 2016
- کارگردان: بایرون هاوارد، ریچ مور
- صداپیشگان: جنیفر گودوین، جیسون بیتمن، ادریس البا، جنی سلیت، نیت تورنس، بانی هانت، دان لیک، تامی چونگ
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 8 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 98 از 100
در «زوتوپیا» به یک شهر پرهیاهو قدم میگذاریم، جایی که همهی حیوانات، از فیلهای بزرگ تا حشرههای کوچک، در کنار هم در آرامش زندگی میکنند. در این کلانشهر، ما با جودی هاپس آشنا میشویم؛ اولین خرگوشی که به اداره پلیس زوتوپیا میپیوندد. جودی که سرشار از عزم و اراده است، اشتیاق فراوانی دارد تا خود را اثبات کند، اما درمییابد که دستوپنجه نرم کردن با حیوانات بزرگ، کار چندان آسانی نیست. شرایط زمانی پیچیدهتر میشود که او برای حل یک پرونده، با یک روباه مکار همکاری میکند.
«زوتوپیا» برعکس انیمیشنهای کلاسیک و موزیکال، تمرکز خود را بر زبان کاربردی و روزمره گذاشته است. دیزنی در این فیلم به جای تکیه بر ساختارهای سادهشدهی کودکانه، کودک را مستقیما در معرض سرعت واقعی مکالمات انگلیسی آمریکایی قرار میدهد، بنابراین «زوتوپیا» در مقایسه با دیگر آثاری که بالاتر معرفی کردیم، کمی اثر پیشرفتهتری به حساب میآید. دیالوگهای پرسرعت جودی، در کنار تقابلش با لحن کنایهآمیز و استفادهی فراوان نیک (روباه قصه) از اصطلاحات عامیانه، دامنه واژگانی کودک را از سطح کلمات پایه به سطح فهم اصطلاحات چندلایه ارتقا میدهد. و البته این بدان معناست که باید به فرزندتان کمک بیشتری کنید تا بتواند به درک درستی از این فیلم برسد.
«زوتوپیا» هم یک دنباله دارد که دومی تقریبا از نظر زبانی، مسیر مشابهی را طی میکند. در این نسخه، جودی و نیک دوباره به گشتزنی در خیابانها بازگشتهاند؛ اما اینبار در مقام شرکای رسمی در ادارهی پلیس زوتوپیا. قسمت دوم تقریبا به اندازه نسخهی اصلی سرگرمکننده است، و در عین حال به سازندگان اجازه داده تا جهان آن را گسترش دهند.
منبع: englishexamcentre



